Translations into English:

  • asshole     
    (Noun  ) (noun   )
     
    anus
  • anus   
    (noun   )

Other meanings:

 
(vulgar) asshole, anus

Example sentences with "سوراخ کون", translation memory

add example
من كه نگفتم سوراخ ، اگر ميگفتم كونi didnt say hole. if i said ass
وقتي که يک سوراخ کون نداري نميتوني محافظ کونت باشيyou cant be anal retentive ifyou dont have an anus
مکنده سوراخ کونpecker to butthole
بازم تو ، کون گشادnot you again, asshole
عجب کون باحاليnice ass, baby how about a little swirl
قوي تر نيستي نگاه كن ، كون گندهyou are not stronger. watch this, fat ass
ميخوام اون کون لعنتيت را پاره کنمim gonna blast your fucking ass
! نگاه کن اين زنه چقدر کونش شبيه کون کارولهthat woman's got an ass like carol's
تو ميتوني همه را انجام بدي ، کون هارو لگد کنyou can totally do this. kick ass
نميدونم چرا فرانسويها كون گشادنi dont know. the french are assholes
بانو رئيس کون پيشنهاد شما رو قبول ميکننmadam, chief kwon will accept your offer
جعبه‌ي اشياء گمشده و پيدا شده نداريم...فقط جعبه‌ي كون وجود دارهthere is no lost and found box. there's an ass box
امّا بعد از اون يک کون چاق رديف براش باقي موندbut then she went back to being a regular fatass
کون و نوک پستوناي شما مثل يک دختر مدرسه ايه خودتون هم ميدونيدyouve got the ass and tits of a schoolgirl and you know it
وقتي باد داره بين پشماي کون ماهيچه ايت ميوَزه ، ميخوام حسش کنيi want you to feel the wind blowing through the hair of your fine muscular ass
، فکر ميکردم با اون جگوار کون خوشگلت تو نيمه راه تا وگاسيi thought youd be halfway to vegas in that fancy ass jag of yours
مشکلت چيه من از جي لو خوشم مياد. کون باحالي دارهwhat is your problem i happen to like jlo shes a hot booty
تو يک کون باور نکردني داريyou have an incredible ass
با يک هيکل تميز از کون گرفته تا سينهwith a perfectly proportioned asstobreast ratio
بمب هاي کون گندهbigass titties
نميدونم اون بچهها کي بودن ، اما به کون توi dont know who those kids were, but they would have kicked yours
با من بازي احمقانه نكن ، كون گشادdont play dumb, asshole
کون آدم گرم مي شه، فوق العادستit warms your ass. it's wonderful
و يک کون تنها. انتقال ظرف ‧ دقيقهand a lonely ass. transport in five minutes
کمکش کون. اون با شمشير مورگول زخم خوردهhelp him, strider. hes been stabbed by a morgul blade
Showing page 1. Found 410 sentences matching phrase "سوراخ کون".Found in 0.697 ms. Translation memories are created by human, but computer aligned, which might cause mistakes. They come from many sources and are not checked. Be warned.