Translations into English:

  • copulation failure   

Example sentences with "نارسايي آميزش جنسي", translation memory

add example
fa اون ميگه به غير از آميزش جنسي؛ مرد ، اصلاح خوبي هم انجام ميده
en she says besides the sex, the guy gives a pretty good haircut
fa کارلا, در واقع من فکر ميکنم; به دليل نارسايي قلبي, فقط به لازيکس نياز داره
en i think because of the congestive heart failure, he just needs lasix
fa اون بيمار ‧ ساله با يه نارسايي كليه خانم تانره
en she's a ‧-year-old renal failure, mrs tanner
fa نارسايي قلبي در بانك
en heart failure at the bank
fa نارسايي كليه ، احتياج به پيوند داره
en failed kidney, needs a transplant
fa آميزش انجمن
en association
fa اسب وحشي آميزش بدي
en with a bush brumby
fa آميزش ترکيب
en combination
fa عذر ميخوام ، مقصود من از آميزش رفاقت يا حدود نزاکت است
en forgive me, through the intercourse of friendship or civility
fa کفار در آميزش زن و مرد عبادت ميکردند
en the pagans found transcendence through the joining of male to female
fa که بدست آوردن آن براي ما بدون آميزش با آنها ممکن نيست
en which are only to be obtained through intercourse
fa تا وادارم کنه با اون آميزش داشته باشم
en in order to get me to have sex with her
fa دوست پسرم هر بار ازشون استفاده ميکنه ما آميزش داريم
en my boyfriend uses them every time we have intercourse
fa با هم آميزش ميکنند
en they will intermingle
fa و خانم نميتونه با کسي حتي همينجوري آميزش داشته باشه
en and miss sex � la carte is the only woman who cant have sex � la carte
fa براي او و نماز خوان اوي و راه هاي کفر اميزش
en hes praying for him and his blasphemous ways
fa باشه ، يک دقيقه صبر كن قراره در مورد آميزش با هم حرف بزنيم اين چيزيه كه ميخواي بگي
en okay, wait a second. are we gonna have the sex talk here is that what this is gonna be
fa غيرقابل آميزش
en insociable
fa ، جرجينا آميزش فقط براي زادوولد نيست
en georgiana, intercourse is not just about offspring
fa آره ، دارم کاري ميکنم که نخواد با من آميزش داشته باشه
en yeah, but lm trying to get her not to want to have sex with me
fa قاتلين ، متجاوزين ، منحرفين جنسي
en murderers, rapists and molesters
fa چون شبیه زنهایی هستی که توانایی جنسی اونها فروکش میکنه
en because you look like one of those women who are
fa ظاهرا داره به بلوغ جنسي ميرسه
en apparently, he's reached sexual maturity
fa من يک معتاد جنسي هستم
en oh, and im a sex addict
fa تو ناتوان جنسي هستي عاليه. نه کاملا
en youre impotent. thats great not really
Showing page 1. Found 145 sentences matching phrase "نارسايي آميزش جنسي".Found in 0.329 ms. Translation memories are created by human, but computer aligned, which might cause mistakes. They come from many sources and are not checked. Be warned.