Translation of "حب" into Persian
عشق, دوست داشتن, غله are the top translations of "حب" into Persian.
-
عشق
nounحقا الحب يجعل الآباء ينذرون أقرب ”جيرانهم“—أي أبناؤهم.
قطعاً عشق والدین را مجبور به هشداری نزدیکان خود می کند ”همسایه ها“—فرزندان خودشان.
-
دوست داشتن
verbإنها تعتمد أكثر على خضوع بناء على إحترام , وحتى عناصر الحب , في بعض الأحيان .
بیشتر بر اساس احترام داوطلبانه و دوست داشتن هست. بیشتر بر اساس احترام داوطلبانه و دوست داشتن هست.
-
غله
noun
-
Less frequent translations
- مهر
- عاشق بودن
- عشق داشتن
- غله (دانه)
- مهر ورزیدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "حب" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
-
عشق
nounحقا الحب يجعل الآباء ينذرون أقرب ”جيرانهم“—أي أبناؤهم.
قطعاً عشق والدین را مجبور به هشداری نزدیکان خود می کند ”همسایه ها“—فرزندان خودشان.
-
مهر
nounتركنا الحليب الممزوج بالحب البشري وجعلنا الأولوية لأشياء أخرى.
ما شیر مهر و محبت انسانی را نادیده گرفتهایم و اولویتهامون رو سمت دیگری معطوف کردیم.
-
انگبین
noun
-
Less frequent translations
- شهد
- مورد علاقه
-
ابتلا
noun -
با محبت
nounوعندما يعرب عن قدرته وعدله وحكمته، يفعل ذلك بطريقة حبية.
او قدرت، عدالت و حکمت خویش را با محبت به کار میگیرد.
-
خونگرمی
noun
-
Less frequent translations
- عاطفه
- علاقه
-
خوش آمدن
verb -
دوست داشتن
verbإنها تعتمد أكثر على خضوع بناء على إحترام , وحتى عناصر الحب , في بعض الأحيان .
بیشتر بر اساس احترام داوطلبانه و دوست داشتن هست. بیشتر بر اساس احترام داوطلبانه و دوست داشتن هست.
-
عاشق بودن
verbالسفر، بالنسبة لي، يشبه الوقوع في الحب، لأنه فجأة تنقلب جميع أحاسيسك الى حالة اشتعال.
مسافرت، برای من شبیه عاشق بودن است، زیرا ناگهان تمامی حواستان روی آن تنظیم میشود.
-
Less frequent translations
- عشق داشتن
- مهر ورزیدن
Images with "حب"
Phrases similar to "حب" with translations into Persian
-
کروتون تیگلیوم
-
قرص
-
سته · گیله
-
تریتیکوم مونوکوکوم · گندم تکدانهای · گندم يكدانه
-
حس کنجکاوی
-
تریتیکوم دیکوکوم · گندم دودانه · گندم لری
-
اولین عشق
-
عشق افلاطونی