Translation of "Accent" into Persian

لهجه, لهجه, مد are the top translations of "Accent" into Persian.

Accent
+ Add

English-Persian dictionary

  • لهجه

    noun

    Her voice was loud, with a grating Texas accent.

    صدایش بلند و با لهجه خشن تگزاسی همراه بود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Accent" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

accent verb noun grammar

A higher-pitched or stronger articulation of a particular syllable of a word or phrase in order to distinguish it from the others or to emphasize it. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • لهجه

    noun

    distinctive pronunciation associated with a region, social group, etc. [..]

    Her voice was loud, with a grating Texas accent.

    صدایش بلند و با لهجه خشن تگزاسی همراه بود.

  • مد

    noun

    distinctive pronunciation associated with a region, social group, etc. [..]

  • تلفظ

    noun

    It was the accent of Castlereagh auditing France's bill at the Congressof Vienna.

    لحنش در تلفظ این حرف مثل لحنکاستلراک هنگام تنظیم صورت دریافت غرامات از فرانسه در کنگره وین بود.

  • Less frequent translations

    • آکسان
    • اکسنت
    • تاکید کردن
    • لحن
    • آهنگ
    • تاکید
    • اکسان
    • تشدید
    • ضرب
    • قوت
    • سبک
    • (موسیقی) فشار یا تکیه بر نت بخصوص
    • اهمیت دادن
    • با فشار ادا کردن (هجا یا واژه)
    • برجسته نمودن
    • تاكيد كردن
    • تکیه ی صدا
    • علامت فشار هجا
    • فشار هجا
    • مشخصات برجسته

Phrases similar to "Accent" with translations into Persian

  • گر دلت شد تلخ تو، از محنت آن یار پست
  • (آوا شناسی) فشار بر هجا · واجبخش فشار
  • اکسان گراو دوتایی
  • اکسان اگوی دوتایی
  • (در شعر و غیره) این علامت نشان آن است که حرف با صدا باید کاملا تلفظ شود مثلا: helped (به عبارت دیگر این واژه به جای یک سیلاب دو سیلاب پیدا می کند) · اکسان گراو · اکسان گراو (که در فرانسه برای نشان دادن طول و ماهیت حروف صدادار به کار می رود و بدین شکل است : (ش) · در انگلیسی این علامت برای نشان دادن اکسان (یا تاکید) ثانوی در تلفظ واژه ها به کار می رود مثلا: typewriter · علامت صدای بم
  • اکسان اگو · برای نشان دادن تکیه بر هجاها در شعر انگلیسی (مثلا worked یا called) · برای نشان دادن فشارهجا (مثلا واژه ی اسپانیایی ole) · برای نشان دادن کیفیت و طول حروف صدادار به کار می رود (مثلا در واژه ی فرانسه ی idee) · علامت آهنگ زیر اکسان
Add

Translations of "Accent" into Persian in sentences, translation memory