Translation of "Accomplish" into Persian

انجام دادن, انجام دادن, از پیش بردن are the top translations of "Accomplish" into Persian.

Accomplish
+ Add

English-Persian dictionary

  • انجام دادن

    verb

    the fear of being persuaded by you to attempt what I cannot accomplish!

    عنی ترس از این که تو مرا به کاری واداری که از انجام دادن آن عاجزم!

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Accomplish" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

accomplish verb grammar

To finish successfully. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • انجام دادن

    verb

    the fear of being persuaded by you to attempt what I cannot accomplish!

    عنی ترس از این که تو مرا به کاری واداری که از انجام دادن آن عاجزم!

  • از پیش بردن

    verb
  • رسیدن

    verb

    But when you take action toward your goals, your worries disappear and your entire attention shifts to the results you are trying to accomplish.

    اما وقتی برای رسیدن به هدفتان اقـدام میکنید، نگرانیهایتان از میان میروند و همه توجه شما بـه هـدفی کـه انـتخاب کردهاید معطوف میشود.

  • Less frequent translations

    • پیمودن
    • برآوردن
    • اجرا کردن
    • بانجام رساندن
    • به انجام رسانیدن
    • به نتیجه رساندن
    • به پایان رساندن
    • تحصیل کردن
    • تکمیل کردن
    • دست یافتن
    • رسیدن به
    • صورت گرفتن
    • طی کردن
    • مجهز کردن
    • نائل آمدن
    • کامل کردن

Phrases similar to "Accomplish" with translations into Persian

  • آموخته · انجام شده · انجامیده · تکمیل · فاضل · ماهر · مبادی آداب · مهذب · ورزیده · پرخیده · چیره دست · کامل شده
  • اجراکننده · انجام دهنده
  • نائل شدن به هدف، رسیدن به هدف
  • فضائل · معلومات · هنرها · کمالات
  • عمل انجام شده
  • انجام دادنی · قابل اجرا
  • اتمام · اجرا · انجام · انجام دادن · تحقق · تهذیب · تکمیل · حصول · خوش معاشرتی · دست یابی · دستاورد · دستیابی · فراگیری · فضل و کمال · فضیلت · نیل · هنر · ورزیدگی · پرداخت · چیره دستی · کمال · گزارد · گزاره
  • آموخته · انجام شده · انجامیده · تکمیل · فاضل · ماهر · مبادی آداب · مهذب · ورزیده · پرخیده · چیره دست · کامل شده
Add

Translations of "Accomplish" into Persian in sentences, translation memory