Translation of "Advocate" into Persian
طرفدار، حامی, مدافع, طرفدار are the top translations of "Advocate" into Persian.
Advocate
-
طرفدار، حامی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Advocate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
advocate
verb
noun
grammar
A person who argues the case of another, such as a lawyer in a court. [..]
-
مدافع
No, I don't advocate knowledge at any price.
معذرت مي خوام ، اما من مدافع کسب دانش به هر قيمت نيستم.
-
طرفدار
nounyet I am no advocate for entire seclusion.
با این حال، من اصلاً طرفدار خانهنشینی نیستم.
-
وکیل
nounThe advocate had seemed to admit that the prisoner was Jean Valjean. He took note of this.
وکیل مدافع ظاهرا موافقت کرده بود که متهم ژان وال ژان است. دادیار از آن اتخاذ سند کرد.
-
Less frequent translations
- وکيل
- خواهان
- مستشار
- رایزنی
- رایزن
- مشاور
- اندرز
- مشورت
- استدلال كننده
- استدلال کننده
- جانبداری کردن
- دفاع کردن
- طرفداری کردن
- نصیحت کردن
- هوادار (بیشتر در مورد امور عقیدتی)
- هواداری کردن
- وکیل مدافع
Phrases similar to "Advocate" with translations into Persian
-
استدلال كننده · استدلال کننده · حامی · طرفدار · مدافع · وکیل مدافع
-
(کسی که برای داغ کردن مباحثه یا از روی بدعنقی از استدلال غیرقابل دفاعی سرسختانه دفاع می کند) · (کلیسای کاتولیک) کشیشی که اعمال و سوابق مرده ای را که قرار است تقدیس شده و saint شود به طور انتقادی بررسی می کند تامبادا عیبی از قلم افتاده باشد · شریک شیطان
-
(امریکا) رئیس کل دادرسی ارتش · رئیس دادگاه نظامی
-
(حقوق اسکاتلند) انتقال دعوی از دادگاه ابتدایی به دادگاه عالی · (مهجور) هواداری · جانبداری
-
دادرس ارتش · دادستان دادگاه نظامی · مستشار دادگاه نظامی
-
(کسی که برای داغ کردن مباحثه یا از روی بدعنقی از استدلال غیرقابل دفاعی سرسختانه دفاع می کند) · (کلیسای کاتولیک) کشیشی که اعمال و سوابق مرده ای را که قرار است تقدیس شده و saint شود به طور انتقادی بررسی می کند تامبادا عیبی از قلم افتاده باشد · شریک شیطان
Add example
Add