Translation of "Approach" into Persian
رویکرد, تقرب, نزدیک شدن are the top translations of "Approach" into Persian.
-
رویکرد
nounGovernments and civil societies are experimenting with new approaches.
دولتها و جوامع مدنی رویکرد های جدیدی را تجربه میکنند.
-
تقرب
-
نزدیک شدن
Francis did not allow him the slightest opportunity to approach.
عمه کوچکترین روزنهای برای نزدیک شدن به او باقی نگذاشته بود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Approach" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(intransitive) To come or go near, in place or time; to draw nigh; to advance nearer. [..]
-
روش
nounJeff and I have two different approaches to this case.
جف و من دو روش مختلف براي حل اين پرونده داريم.
-
نزدیک شدن به
verbTo come near to in place, time, or character
Francis did not allow him the slightest opportunity to approach.
عمه کوچکترین روزنهای برای نزدیک شدن به او باقی نگذاشته بود.
-
نزديك شدن
To begin to deal with, e.g., a task, a problem, etc. [..]
Then came the sound of approaching hooves. "
سپس صداي نزديك شدن سم اسب ها آمد
-
Less frequent translations
- رویکرد
- تقرب
- راه
- نزدیکی
- شیوه
- دسترسی
- مراجعه
- ورود
- پیشنهاد
- درخواست
- دستاورد
- دستیابی
- رهیافت
- ديدگاه
- متد
- رسش
- قرابت
- (بازی گلف) ضربه ای که هدفش راندن توپ به داخل محوطه ی سوراخ است
- (به منظور بلند کردن جنس مخالف) بذل توجه کردن
- (هواپیمایی - به منظور نشستن یا حمله) به حالت ویژه درآوردن هواپیما
- توجه (به جنس مقابل)
- درخواست کردن
- دیدگاه، روند، شیوه
- راه دخول
- روش (حصول)
- شبیه بودن
- شروع به اقدام کردن
- مراجعه کردن
- نزدیک شدن
- نزدیک شدگی
- نزدیک کردن یا شدن
- نقطه ی شروع تقرب هواپیما 0
- وسیله ی دستیابی
- پیشنهاد کردن
Phrases similar to "Approach" with translations into Persian
-
رویکرد قیمت تمام شده
-
رویکرد پیاده سازی محدود
-
شیوه مبتنی بر رفتار
-
رویکرد چندرشتهای
-
رویکرد و استقرار یکباره
-
رویکرد سیستم
-
رویکرد ورود مرحله ای
-
رویکرد پیاده سازی محدود