Translation of "Bears" into Persian

خرس, خرسها, اورسوس are the top translations of "Bears" into Persian.

Bears
+ Add

English-Persian dictionary

  • خرس

    noun
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Bears" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

bears verb noun grammar

Plural form of bear. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خرسها

    noun

    common name for animals

    I think that was about being attacked by bears.

    فکر کنم اون درمورد حمله ي خرسها بود.

  • اورسوس

  • تالاركتوس

  • Less frequent translations

    • خرسان
    • سلناركتوس

Phrases similar to "Bears" with translations into Persian

  • خرس عینکی; خرس آندی
  • (بازار سهام) در حال نزول · (بازار سهام)کسی که معتقد است قیمت سهام رو به نزول است (و معمولا سهام خود را می فروشد تا بعدا همان ها را ارزانتر بخرد) (مخالف آن می شود: bull) · (بالا یا استوار) نگاهداشتن · (جانورشناسی) خرس (تیره ی Ursidae) · (نجوم - B بزرگ) دب اکبر یا دب اصغر (Ursa Major و Ursa Minor) · آدم خشن و بی ادب · آوردن · ادب نگاه داشتن · انجام وظیفه کردن · ایستادگی کردن · باخود بردن · برائت کردن · بردن · به سوی مشخصی رفتن · تاب آوردن · تحمل کردن · تحويل دادن · ترابردن · ترابری کردن · جلو آمدن · حامل بودن · حاوی بودن · حمل کردن · حملكردن · خرس · دادن · دارا بودن · داشتن · در حال افت · در خود داشتن · در شکم داشتن · دربرداشتن · درخور بودن · رفتار کردن · رودخانه ی بر (در ایالت های آیداهو · زادن · زاییدن · سازش کردن · طاقت داشتن · قرار داشتن · متحمل شدن · منتظر شدن · منزل کردن · نگه داشتن · هدف قرار دادن · وابسته بودن · وایومینگ و یوتا - امریکا) · وضع حمل · وفا کردن · پشتی کردن · کاوستن · کساد · گردن کلفت و زمخت
  • بهم فشردن · تأثیر داشتن؛ ربط داشتن
  • بازار نزولی
Add

Translations of "Bears" into Persian in sentences, translation memory