Translation of "By" into Persian
با, تا, از are the top translations of "By" into Persian.
by
adjective
noun
interjection
adverb
adposition
grammar
Indicates a means Involving/using the means of. [..]
-
با
adverbIt may be said that a man is known by the company he keeps.
ممکن است بگویند که یک مرد را با شرکتی که می گرداند، می شناسند.
-
تا
noun adpositionnot later than [..]
Ken must be home by now.
کن باید تا حالا آمده باشد.
-
از
adpositionHe is senior to me by two years.
او دو سال از من بزرگ تر است.
-
Less frequent translations
- توسط
- به
- کنار
- در
- بوسیله
- بدست
- به نام
- حسب، بر حسب، بر طبق، برپایه
- پیش
- نزدیک
- بواسطه
- دم
- آماده
- فرعی
- (با move و speed و غیره) گذشتن
- (با put) پس انداز کردن
- (بیان اجازه) به اجازه ی
- (بیان جهت حرکت) از طریق
- (بیان جهت یا هدف کوشش) به
- (بیان روش) طبق
- (بیان میزان یا مقدار) به میزان
- (بیان وسیله یا عامل) به وسیله ی
- (رابطه ی زمانی) طی
- (قید) نزدیک
- از جلو
- از نزدیک
- از پهلوی
- به سوی
- در کنار
- واژه ای که برای بیان رابطه به کار می رود: (رابطه ی مکانی) نزد
- پایان یافته
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "By" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "By"
Phrases similar to "By" with translations into Persian
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
شرکت سهامی با مسئولیت محدود
-
اتفاقا
-
به سبب
-
صافی با انتخاب
-
یکبهیک · یکی یکی
Add example
Add