Translation of "Concorde" into Persian
کنکورد is the translation of "Concorde" into Persian.
Concorde
proper
grammar
The Aérospatiale-BAC supersonic airliner, previously used commercially. [..]
-
کنکورد
The Russians actually flew a supersonic transport before the Concorde.
روس ها در واقع یک پرواز مافوق صورت را قبل از کنکورد انجام داده بودند.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Concorde" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "Concorde"
Phrases similar to "Concorde" with translations into Persian
-
کالسکه ی کانکورد (که میان کوچگران غرب ایالات متحده کاربرد داشت)
-
جور · سازوار · متوازن · متوافق · مطابق · موافق · هم آهنگ · هماهنگ · همدل · همساز · همگام
-
کنکورد
-
پرونده تطبیق نامه
-
(در مورد ملت ها و غیره) روابط حسنه · (دستور زبان) مطابقه · (موسیقی) همسازی (آمیزش چند نوای هماهنگ و همزمان) · اتحاد · اتفاق · انگور کانکورد (که به رنگ آبی تیره است) (نام کامل آن : Concord grape) · تطابق · توافق · جور کردن · جورکردن · رابطه ی دوستانه · سازش · سازگاری · شراب کانکورد (از این انگور می سازند) · مطابقت · موافقت · هم رای بودن · هماهنگی · همدلی · همزیستی (مسالمت آمیز) · همسازی · همگامی · وفاق · وفق دادن · کانکورد (مرکز ایالت نیوهمپشایر - امریکا) · کشف اللغات
-
توافق · سازش · فهرست اعلام و لغات · فهرست واژه ها (فهرست لغات به کار رفته در آثار یک نویسنده یا کتاب مهم با ذکر صفحه ی مربوطه و بسامد کاربرد) · مشابهت · مطابقت · موافقت · هم آهنگی · هماهنگی · همدلی · همگامی · واژهیاب · کشف اللغات
-
(در مورد ملت ها و غیره) روابط حسنه · (دستور زبان) مطابقه · (موسیقی) همسازی (آمیزش چند نوای هماهنگ و همزمان) · اتحاد · اتفاق · انگور کانکورد (که به رنگ آبی تیره است) (نام کامل آن : Concord grape) · تطابق · توافق · جور کردن · جورکردن · رابطه ی دوستانه · سازش · سازگاری · شراب کانکورد (از این انگور می سازند) · مطابقت · موافقت · هم رای بودن · هماهنگی · همدلی · همزیستی (مسالمت آمیز) · همسازی · همگامی · وفاق · وفق دادن · کانکورد (مرکز ایالت نیوهمپشایر - امریکا) · کشف اللغات
-
جور · سازوار · متوازن · متوافق · مطابق · موافق · هم آهنگ · هماهنگ · همدل · همساز · همگام
Add example
Add