Translation of "Condition" into Persian

شرایط, وضعیت, شرط are the top translations of "Condition" into Persian.

Condition
+ Add

English-Persian dictionary

  • شرایط

    Conditions of temperature, pressure, humidity, etc. of the atmosphere in a given place and at a given time

    شرایط دما، فشار، رطوبت و غیره جو در منطقه و زمان معین

  • وضعیت

    noun

    As for the condition, monsieur, they are all brand new.

    در مورد وضعیت آنها، مسی و، آنها تم اما نوهستند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Condition" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

condition verb noun grammar

A logical clause or phrase that a conditional statement uses. The phrase can either be true or false. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شرط

    noun

    logical clause or phrase [..]

    I accept, but only on one condition.

    می پذیرم، فقط با یک شرط.

  • حال

    noun

    health status of a patient

    I know all of you are wondering about the condition of our dear, beloved pibbles.

    میدونم که همه شما در مورد حال عزیز دوست داشتنی مون پیبلز سوال دارید.

  • حالت

    noun

    This means his condition has moved to an advanced stage.

    معنيش اينه که شرايطش بايد به حالت پيشرفته رسيده.

  • Less frequent translations

    • وضعیت
    • وضع
    • شان
    • عارضه
    • موقعيت
    • سلامتی
    • مقام
    • مرتبه
    • ویژگی
    • نهاد
    • لازمه
    • پرورش
    • بهباش
    • خودادن
    • سامه
    • نقاهت
    • ورزیدگی
    • منزلت
    • خصلت
    • مرض
    • خوی
    • رتبه
    • (آموزش) تجدیدی (درامتحان)
    • (جسما) آماده کردن
    • (حقوق - درقرارداد یا وصیت نامه و غیره)
    • (حقوق) شرط قراردادن
    • (در قرارداد یا سند) پیش بینی کردن 3
    • (دستور زبان) عبارت شرطی (مثلا عبارتی که با if آغاز شود) 1
    • (روان شناسی) شرطی کردن
    • (عامیانه) بیماری
    • (قدیمی) قول و قرارگذاشتن
    • (منطق) پیش گزاره (قضیه ای که صدق و صحت قضیه ی دیگروابسته به آن است)
    • (مهجور) شخصیت
    • آمادگی (جسمی)
    • به حالت دلخواه در آوردن
    • تادیب کردن
    • تجدیدی کردن 0
    • تحت تاثیر قراردادن 7
    • تحمیل شرایط کردن 6
    • تصریح کردن
    • تعیین کردن
    • جرح و تعدیل کردن
    • دارای بازتاب شرطی کردن
    • دارای قید و شرط کردن
    • سلامتی کامل
    • شرط قبولی (که معمولا مستلزم انجام تکالیف اضافی است)
    • شرط قرارداد (یا وراثت نامه)
    • عادت دادن
    • قضیه ی اصلی 4
    • قید 2
    • ماده ی الحاقی
    • مشروط کردن
    • نمره ی مشروط دادن
    • ورزیده کردن
    • وضع اجتماعی
    • وضع سلامتی
    • چانه زدن 5

Phrases similar to "Condition" with translations into Persian

Add

Translations of "Condition" into Persian in sentences, translation memory