Translation of "Conduct" into Persian
هدایت کردن، ادراه کردن, رفتار, بردن are the top translations of "Conduct" into Persian.
Conduct
-
هدایت کردن، ادراه کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Conduct" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
conduct
verb
noun
grammar
The act or method of controlling or directing [..]
-
رفتار
nounmanner of guiding or carrying one's self [..]
But the inexplicability of the general's conduct dwelt much on her thoughts.
اما رفتار ژنرال همچنان در ذهن کاترین بی توضیح مانده بود.
-
بردن
verb -
اداره
nounIn order to ascertain a precise cause we need to conduct more independent research.
مثل استقرار تیمهای امدادی، کاهش ساعات ادارات دولتی، راهاندازی سریع دستگاههای تهویه داخل مناطق مسکونی و امثال این.
-
Less frequent translations
- سیرت
- اخلاق
- اجرا
- سلوک
- مدیریت
- رساندن
- اجراکردن
- دربرداشتن
- کردارها
- (ارکستر و غیره) رهبری کردن
- (با: self-) مواظب رفتار خود بودن
- (برق و فیزیک) رسانا بودن
- (برق) رساندن
- (خوب) رفتار کردن
- اداره کردن
- ادامه دادن
- ادب نگاه داشتن
- اعمال
- انتقال دادن
- انجام وظیفه کردن
- برائت کردن
- ترتیب دادن
- حامل بودن
- راهنمایی کردن
- رسیدن (یا رساندن) به
- سازش کردن
- مدیریت کردن
- مشایعت کردن
- منتهی شدن به
- هدایت کردن
- همراهی کردن
- کرده ها
Phrases similar to "Conduct" with translations into Persian
-
نظام نامه اخلاقی، آیین رفتار و کردار حرفه ای
-
خواص هیدرولیکی خاک · رسانندگي هيدروليكي خاك
-
زبان پریشی رسانشی
-
آئین اخلاقی
-
برقرسانندگي · رسانايى الکتريکى · رسانندگی الکتریکی · مقاومت الکتريکی · هدایت الکتریکی
-
بلوک قلبی
-
قابلیت هدایت
-
سطوح هادی
Add example
Add