Translation of "D" into Persian

د, بخش, ی are the top translations of "D" into Persian.

D Letter noun proper abbreviation grammar

The fourth letter of the English alphabet, called dee and written in the Latin script. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • د

    Letter

    But hardly anyone is allowed to enter the hallowed halls of the D workshops.

    اما به سختی کسی اجازه پیدا میکند که به تالارهای فوقالعاده کارگاههای د وارد بشود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "D" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

d Letter symbol adjective noun abbreviation grammar

The fourth letter of the English alphabet, called dee and written in the Latin script. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بخش

    verb noun

    mr. wayne, did you reassign r & d

    آقاي وين ، بخش تحقيق و توسعه را شما واگذار کردين

  • ی

    Letter

    ی

    And, finally, compare nodes C and D:

    و نهایتا گره ی C را با گره ی D مقایسه کنید:

  • مرد

    noun
  • Less frequent translations

    • دکتر
    • دختر
    • خداوند
    • پزشک
    • تاریخ
    • درجه
    • دسامبر
    • زیرمیانگین
    • دموکراتیک
    • دوشس
    • دموکرات
    • چهارمین
    • پنی
    • غاز
    • پشتی
    • شاهی
    • رتبه
    • ارباب
    • (آموزش) نمره ی ((دال)) یا ((د))
    • (از نظر چگونگی) زیر متوسط
    • (به ویژه روی دسته ی دنده ی خودکار اتومبیل) رجوع شود به drive
    • (ترتیب چیزها) چهارم
    • (داروسازی) بدهید7
    • (دایره) قطر 1
    • (دودمان نامه ی حیوانات) مادر
    • (سازها) تار یا کلیدی که این صدا را بدهد
    • (شمارنویسی رومی) پانصد
    • (شیمی) دوتریم
    • (فیزیک) چگالی
    • (موسیقی) کلید ((دی)) در میزان ((سی ماژور))
    • املای قدیمی dd- که نشان زمان گذشته است : (foster'd )fostered
    • دز 6
    • دلار 4
    • دوک (عنوان اشرافی)
    • راندن به جلو
    • روز(ها)
    • شکل کوتاه شده ی واژه های : had و would
    • صدای ((د)) و ((دال)) (مثلا در واژه ی : dog)
    • عازم است
    • عزیمت 0
    • عقبی 5
    • فوت کرد 2
    • لشکر 3
    • مرده
    • میزان دارو
    • هر چیزی به شکل : D
    • هلندی 0
    • وابسته به این حرف
    • چهارمین حرف الفبای انگلیسی (و بسیاری از زبان های دیگر)

Images with "D"

Phrases similar to "D" with translations into Persian

  • درخت کیدی
  • جروم دیوید سالینجر
  • شاخص حساسیت
  • (زمین شناسی) افق دال (لایه ای که گاهی در زیر افق قرار دارد و معمولا از سنگ است)
  • کلروفیل د
  • کلیفورد سیماک
  • ویتامین D
  • d-
    پیشوند: گردنده به سوی راست (مطابق عقربه های ساعت) [d-limonene]
Add

Translations of "D" into Persian in sentences, translation memory