Translation of "Deposit" into Persian
سپرده- پس انداز, سپرده, رسوب are the top translations of "Deposit" into Persian.
-
سپرده- پس انداز
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Deposit" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Sediment or rock that is not native to its present location or is different from the surrounding material. Sometimes refers to ore or gems. [..]
-
سپرده
nounPayment or depositing of a sum of money. [..]
We need cash for all this, so break the dowry deposit.
برای اینکار پول لازم داریم دیگه ، حالا سپرده جهیزیه رو فراموش کن.
-
رسوب
nounIt will cause rising seas. It will cause saline deposited into wells and into lands.
که باعث بالا آمدن سطح دریاها و رسوب نمک در چاه ها و روی زمین می شه
-
گذاشتن
verbUnless you are actually ready to make your deposit.
نه تا وقتى که شما واقعا آماده گذاشتن جواهراتون بشين
-
Less frequent translations
- ودیعه
- سپردن
- واریز
- بیعانه
- سپردگانی
- فروگذاشت
- درده
- وثیقه
- لرد
- درد
- لا
- لای
- درزگیری
- سپارش
- نهشت
- گروی
- قراردادن
- (به حساب بانکی) ریختن
- (پول) گروی دادن
- (چک) به حساب گذاشتن
- از خود باقی گذاشتن
- امانت سپاری
- به جا گذاشتن
- به حساب ریزی
- بیعانه دادن
- ته نشست
- ته نشین
- ته نشین شدن یا کردن
- ته نشینی
- جا گرفتن
- درده بستن
- رجوع شود به depository
- رسوب کردن
- سپرده (بانکی و غیره)
- سپردگانی دادن
- صندوق تابوت
- فروگذاشت کردن
- قرار دادن
- لرد بستن
- مبلغ به حساب ریخته شده
- واریز کردن
- وثیقه گذاشتن
- وجه الضمان
- وجه امانی
- ودیعه دادن
- ودیعه پردازی
- پیش قسط
- پیش قسط دادن
- پیش پرداخت کردن
Phrases similar to "Deposit" with translations into Persian
-
سپرده گذاری مجاز
-
حساب سپرده غیر دیداری
-
دپو
-
رسوب
-
سپرده های بین راهی
-
(حقوق) استشهاد · برکناری · ته نشست · ته نشینی · خلع · رسوبگذاری · ریختن (به حساب بانک) · سوگندنامه · سپارش · شهادت · شهادت نامه · عزل · معزول سازی · واریز · چگالش · گواهی · گواهی دهی
-
گواهی سپرده بانکی با نرخ شناور
-
ضریب سرمایه – سپرده