Translation of "Discrete" into Persian
تولید گسسته، ناپیوسته, جدا, مجزا are the top translations of "Discrete" into Persian.
Discrete
-
تولید گسسته، ناپیوسته
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Discrete" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
discrete
adjective
grammar
Separate; distinct; individual; Non-continuous. [..]
-
جدا
adjectiveSomeone needs to be more discrete.
یکی باید بیشتر جدا باشه بو!
-
مجزا
done by discrete groups.
که توسط گروههای مجزا انجام میگیرند، نشان میدهد.
-
غیروابسته
-
Less frequent translations
- نامتصل
- ناهمبسته
- (الکترونیک) مدار چند پارچه (که ترانزیستورها و مقاومت های جدا از هم دارد)
- (متشکل از اجزای ناهمانند و مشخص) چند ساختار
- چند پارچه
- گسسته – جدا – مجزا
Phrases similar to "Discrete" with translations into Persian
-
تشخیصی · تفریقی
-
(قدیمی) صواب دید · آزادی عمل · احتیاط · اختیار · بصیرت · بصیرت – نظر – صلاحدید – خود رای · حزم · داوری · درایت · دقت · صلاح دید · قدرت تصمیم گیری · ملاحظه · نظر · پرواگری · پیرانگری
-
توزیع یکنواخت گسسته
-
ریاضیات گسسته
-
تبدیل گسسته
-
لگاریتم گسسته
-
توزیع احتمالی گسسته
-
سیگنال گسسته
Add example
Add