Translation of "Encouragement" into Persian
تشویق, تشویق, ترغیب are the top translations of "Encouragement" into Persian.
-
تشویق
Encourage the young one to make practical application of the material under consideration.
باید او را تشویق کرد تا کاربرد عملی مطالب مورد بحث را بیاموزد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Encouragement" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
The act of encouraging; incitement to action or to practice; as, the encouragement of youth in generosity. [..]
-
تشویق
nounSo we are very encouraged by these results.
این نتایج برای ما بسیار تشویق کننده بود.
-
ترغیب
Meanwhile he worked rather by encouraging others than by exertions of his own.
ضم نا کار این مرد اکثرا ترغیب دیگران به هر چه بیشتر کار کردن بود تا خودکار کردن.
-
دلگرمی
So large a misfortune to our lion was a half encouragement for the mice.
چنین سوء اتفاقی که برای شیر ما رخداده بود تا حدی برای موش، دلگرمی بود.
-
Less frequent translations
- تشجیع
- انگیزان
- انگیزگر
- ایزانش
- برآغالش
- خواهانساز
- خواهانسازی
- (چیز یا کسی که تشویق می کند) مشوق
- تشویق –دلگرمی
Phrases similar to "Encouragement" with translations into Persian
-
بررسی علایق
-
تشویق شده
-
تشویق کننده · مشوق · پرورنده
-
امید بخش · امیدوار کننده · ترغیب کننده · تشویق کننده · خواهانساز · دلگرم کننده · نویدبخش
-
انگیزاندن · ترغیب کردن · ترویج کردن · تشویق کردن · خواهان کردن · دل دادن · دلگرم کردن · دلگرمی دادن · رو دادن به · شوردادن · قبوشت · پروردن · کمک کردن · یاری دادن
-
انگیزاندن · ترغیب کردن · ترویج کردن · تشویق کردن · خواهان کردن · دل دادن · دلگرم کردن · دلگرمی دادن · رو دادن به · شوردادن · قبوشت · پروردن · کمک کردن · یاری دادن
-
امید بخش · امیدوار کننده · ترغیب کننده · تشویق کننده · خواهانساز · دلگرم کننده · نویدبخش
-
انگیزاندن · ترغیب کردن · ترویج کردن · تشویق کردن · خواهان کردن · دل دادن · دلگرم کردن · دلگرمی دادن · رو دادن به · شوردادن · قبوشت · پروردن · کمک کردن · یاری دادن