Translation of "Exploding" into Persian

انفجاری is the translation of "Exploding" into Persian.

Exploding

A credit animation in Windows Movie Maker.

+ Add

English-Persian dictionary

  • انفجاری

    adjective

    A credit animation in Windows Movie Maker.

    Fred and George challenged Harry and Ron to a few games of Exploding Snap

    فرد و جرج با هری و رون چند دست کارت بازی انفجاری کردند

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Exploding" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

exploding verb

Present participle of explode. [..]

+ Add

"exploding" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for exploding in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "Exploding" with translations into Persian

  • نقشه انفجاری
  • (تصویری که اجزای موتور و غیره را به طور مجزا از هم نشان می دهد) تصویر گسترده
  • سندروم انفجار سر
  • (به سرعت و شدت) رشد کردن · (ناگهان و با شدت چیز جامد یا مایع را تبدیل به گاز قابل انبساط کردن) فراگستردن · (کذب یا بطلان چیزی را) نشان دادن · ترکاندن · ترکیدن · درب و داغان کردن · رد کردن · زیر (خنده یا گریه و غیره) زدن · صدای بلند ایجاد کردن · فرا گسترده شدن · فوران کردن · منفجر شدن · منفجر کردن یا شدن · همراه با صدا انجام شدن · پکاندن · پکیدن
  • برون نمای گسترده
  • منفجر · منفجر شونده
  • (به سرعت و شدت) رشد کردن · (ناگهان و با شدت چیز جامد یا مایع را تبدیل به گاز قابل انبساط کردن) فراگستردن · (کذب یا بطلان چیزی را) نشان دادن · ترکاندن · ترکیدن · درب و داغان کردن · رد کردن · زیر (خنده یا گریه و غیره) زدن · صدای بلند ایجاد کردن · فرا گسترده شدن · فوران کردن · منفجر شدن · منفجر کردن یا شدن · همراه با صدا انجام شدن · پکاندن · پکیدن
Add

Translations of "Exploding" into Persian in sentences, translation memory