Translation of "Fair" into Persian
نمایشگاه, روشن, مکاره are the top translations of "Fair" into Persian.
-
نمایشگاه
You checked out of the World's Fair Hotel alive.
از هتل نمایشگاه دستاوردهای جهانی جون سالم به در بردید
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Fair" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(literary or archaic) Beautiful, of a pleasing appearance, with a pure and fresh quality. [..]
-
روشن
nounlight in color or pale
He smoothed his fair hair just a few shades lighter than his golden eyes and he laughed.
دستی به موهای بورش کشید که فقط چند درجه از چشمهای طلایی او روشن تر بود و خندید.
-
مکاره
market
There are two fairs a year there; over two thousand inhabitants The people are an evil pack.
هر سال دو بازار مکاره در اونجا بپا می شه و دو هزار نفر جمعیت دارهمردمون بدجنسی هستن.
-
بور
nounOn the other side of the chimney a young man with fair hair watched her silently.
آن طرف بخاری، جوانی مو بور، ساکت و خاموش، به اما نگاه میکرد.
-
Less frequent translations
- بازار
- نمایشگاه
- زيبا
- منصفانه
- زیبا
- درست
- بلوند
- خوشگل
- پاک
- میان
- بحق
- حسن
- سپید
- خوبرو
- دادمند
- متوسط
- دلپسند
- سزاوار
- مجاز
- وسط
- جذاب
- قانونی
- میانگیر
- نویدبخش
- امیدبخش
- مستحق
- سوق
- روا
- دقیقا
- (آب و هوا و آسمان) صاف
- (باد و غیره) موافق
- (به ویژه در کشتی سازی) دارای سطح صاف و صیقلی کردن
- (خط و نوشتار) خوانا
- (دارای پوست سفید یا موی طلایی یا هردو) سرخ و سفید
- (در اصل) هفته بازار (مثلا چهارشنبه بازار و غیره)
- (راه) باز
- (قدیمی) بی مانع
- (قدیمی) زن 7
- (قدیمی) چیز خوب یا زیبا 8
- (محلی - در مورد آب و هوا و آسمان) صاف شدن
- (مهجور) زیبایی 6
- (نمایشگاه سالیانه شهرستان که در آن فرآورده های کشاورزی برای نمایش و گاهی فروش عرضه می شود و وسایل تفریح نیزفراهم است) بازار سالانه
- با انصاف
- بازار مکاره
- بدون تبعیض
- برابر نگر
- برابر نگرانه
- بی ابر
- بی باد و باران
- بی توفان
- بی طرفانه
- بی غرض
- بی غرضانه
- بی کاستی
- جشنواره (که در آن وسایل تفریح فراهم است و اجناس نیز به فروش می رسد و سود آن به مصرف امور خیریه می رسد)
- خوش سابقه
- خوش ظاهر (ولی نه خوش باطن)
- رضایت بخش
- روشن شدن 0
- سرراست 5
- سیمین بر
- سیمین رخ
- شهربازی (سیار)
- ظاهر فریب 4
- متواضع و خوش برخورد 0
- مستقیم 9
- مورد نظر
- میانگر 3
- نسبتا بزرگ 2
- نسبتا خوب
- نمایشگاه جهانی
- نمایشگاه کالا بازار، متعارف، منصفانه، بی طرفانه، مطلوب
- نیک نام
- یاری دهنده 1
Images with "Fair"
Phrases similar to "Fair" with translations into Persian
-
قیمت تجاری منصفانه
-
ژاکت پشمی بافته و طرح دار (در اصل ساخت اسکاتلند بوده)
-
(کشتیرانی - حلقه ی فلزی متصل به یک میخ و غیره که طناب را از آن رد می کنند تا با دیوار و غیره تماس نداشته باشد) حلقه ی هدایت · شکاف هدایت
-
نمایشگاه تجاری
-
ارائه مطلوب
-
رقابت منصفانه