Translation of "Faith" into Persian

بخدا، به خدا قسم، براستی، سوگند به خدا، به دین و ایمان قسم (در آثار شکسپیر), ایمان, مذهب are the top translations of "Faith" into Persian.

Faith proper

A female given name. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بخدا، به خدا قسم، براستی، سوگند به خدا، به دین و ایمان قسم (در آثار شکسپیر)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Faith" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

faith noun grammar

A feeling, conviction or belief that something is true, real, or will happen. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ایمان

    noun

    feeling that something is true [..]

    How can we show that we live by faithfulness today?

    چگونه میتوانیم نشان دهیم که به ایمان زیست میکنیم؟

  • مذهب

    noun

    not just my own, but all of the world's major faiths.

    نه تنها مذهب من، بلکه همه ادیان اصلی جهان.

  • دین

    noun
  • Less frequent translations

    • اعتماد
    • باور
    • عقیده
    • کیش
    • وفاداری
    • اعتقاد، دیانت
    • دیانت، دینداری، صدق و راستی،
    • آیین
    • قول
    • بیعت
    • ارمندی
    • اوستام
    • شرافتا
    • فریور
    • فریوری
    • باوره
    • واقعا
    • (اعتماد و اطمینان کامل) استونی
    • (جمع) معتقدات
    • (حرف ندا) براستی
    • اعتقاد (به خدا یا مذهب و مقدسات)
    • برحسب قول و قرار
    • عقیده ای که نیاز به دلیل و اثبات نداشته باشد
    • نیک گمانی
    • هرچیز مورد اعتماد
FAITH
+ Add

"FAITH" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for FAITH in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "Faith" with translations into Persian

  • (امریکا) شفا از راه دعا و ایمان · شفابخشی مذهبی
  • اخلاص · ایمان · ایمان داری · خوش قولی · راستی · صداقت · وفاداری
  • ایمان و عقلانیت
  • اصل حد اعلای حسن نیت
  • عقیده · مجرمیت · محکومیت
  • سفر\سیر\سیاحت معنوی\ایمانی
  • اعتقاد داشتن به ناشناخته · تیری در تاریکی
  • (زن و شوهر) نجیب · (مهجور) مذهبی · از روی فداکاری · از روی وظیفه شناسی · اصیل · با از خود گذشتگی · با ایمان · با وجدان · با وفا · باایمان · باوفا · جماعت · درست · دقیق · دیندار · صحیح · صدیق · فریور · مؤمن · معتبر · همیشگی · وفادار · پای بند · پر ایمان · پروپا قرص
Add

Translations of "Faith" into Persian in sentences, translation memory