Translation of "Gap" into Persian
گپ, فاصله, وقفه are the top translations of "Gap" into Persian.
Gap (clothing retailer)
-
گپ
nounگپ (فروشگاه)
I'm saving you a trip to The Gap.
من تو سفر به " گپ " مواظبتم.
-
فاصله
The gap is very tiny, and I've blown it up so you can see it.
اين فاصله خيلي كوچكه و من اين رو خيلي بزرگنمايي كردم تا بتوانيد ببينيد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Gap" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(Sussex) a sheltered area of coast between two cliffs (mostly restricted to place names). [..]
-
وقفه
nounThere's bound to be a gap before they start dinner.
قراره بين کنسرت و شام يه وقفه اي باشه.
-
شکاف
nounAs soon as they hit the gap, we'll take them out!
همین که به اون شکاف رسیدن ، می زنیمشون!
-
فاصله
The gap is very tiny, and I've blown it up so you can see it.
اين فاصله خيلي كوچكه و من اين رو خيلي بزرگنمايي كردم تا بتوانيد ببينيد.
-
Less frequent translations
- تفاوت
- بریدگی
- رخنه
- دهانه
- تعلیق
- کمیابی
- انقطاع
- (از نظر زمان یا بعد) وقفه
- (از وسط دیوار) نقب زدن
- (در دیوار یا نرده) سوراخ ایجاد کردن
- (در نرده یا دیوار) شکاف
- (دیوار را) شکافتن
- (زمین شناسی) تنگ
- (مکانیک) فاصله ی پلاتین اتومبیل
- از قلم افتادگی
- از هم باز شدن
- جای خالی
- راه عبور باز کردن
- رجوع شود به spark gap
- رخنه کردن در
- سوراخ عبور
- فرق فاحش
- نقض کردن
- وا رفتن
- گشوده شدن
- گپ (زمینچهره)
Images with "Gap"
Phrases similar to "Gap" with translations into Persian
-
دوباوری (تضاد بین ادعا و واقعیت و یا بین باور مردم و باور دولت - اشکال در متقاعد کردن دیگران)
-
گدار کامبرلند (گردنه ای در فلات کامبرلند که بین ایالت های ویرجینیا و کنتاکی و تنسی قرار دارد)
-
شکاف عملکرد
-
تحلیل شکاف ها و تفاوتهای فرآیندها
-
بریدگی ستیغ · شکاف کوه (که باد از آن می وزد)
-
رخنه دار · شکافدار
-
شکاف درآمدی
-
سالهای فاصله