Translation of "Horning" into Persian

fewrīye is the translation of "Horning" into Persian.

Horning
+ Add

English-Persian dictionary

  • fewrīye

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Horning" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

horning noun verb grammar

Present participle of horn. [..]

+ Add

"horning" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for horning in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "Horning" with translations into Persian

  • (اتومبیل) بوق 2 · (انجیل) نماد فراوانی وبرکت و جلال 5 · (جغرافی) دماغه · (جمع - سابقا) برجستگی های شاخ مانند روی پیشانی مردی که زنش به او خیانت می کند · (حلزون)دواله · (رادیو و الکترونیک) آنتن بوقی · (زمین شناسی) قله ی تیز و پرشیب · (موسیقی) شیپور · (هر چیز شبیه به شاخ) کاکل شاخ مانند برخی پرندگان · (کشتی رانی) بوق کشتی · (گاو و گوسفند و آهو و دیگر جانوران سمدار) شاخ · آبخست سان · آبخست گونه · با شاخ راندن · بخش نوک تیز سندان · بلندگوی شاخدیس 4 · بوق · بوق مه · بوق هشدار 3 · دماغه ی شاخ (جنوبی ترین نقطه ی امریکای جنوبی - کشور شیلی) · رجوع شود به cornucopia · ستیغ · سرنا · سرو · سرون · سندان سر 0 · شاخ · شاخ زدن · شاخانه · شاخدیسه · شاخه · شاخک · شبه جزیره · شیپور · شیپور فرانسوی · صدای شیپور · ظرف یا گنجانه ای که از شاخ درست شده باشد · ماده ی شاخی (طبیعی یا ساختگی) · ماهشاخ · مشروب (درون این شاخ) · هر ساز بادی برنجی 1 · هر یک از دو انتهای تیز هلال ماه · هورن · پالغ (به ویژه ظرف باده نوشی از شاخ میان تهی) · کر · کرنا · کوهشاخ 6
  • (جانور شناسی) افعی شاخدار (Cerastes cornutus زهرین و بومی افریقای شمالی - asp هم می گویند)
  • (موسیقی) بوق باست · کرباست
  • (موسیقی) بوق انگلیسی (ساز بادی شبیه oboe) · کر آنگله
  • شبخروش شاخدار
  • بوق · شیپور · شیپور پست
  • (جانور شاخدار) خشمگین و آماده ی شاخ زدن · (مجازی) خشمگین · کفری
Add

Translations of "Horning" into Persian in sentences, translation memory