Translation of "IMMIGRATION" into Persian
مهاجرت, کوچ, هجرت are the top translations of "IMMIGRATION" into Persian.
immigration
noun
grammar
The act of immigrating; the passing or coming into a country for the purpose of permanent residence. [..]
-
مهاجرت
nounthe act of immigrating [..]
They're ripe right now, with all the immigration stuff.
الان قشنگ جا افتادن ، با اون همه مهاجرت و این حرف ها.
-
کوچ
nounthe act of immigrating
-
هجرت
nounthe act of immigrating
-
Less frequent translations
- تعداد مهاجران
- درون کوچ
- شمار کوچندگان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "IMMIGRATION" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "IMMIGRATION" with translations into Persian
-
)سیاب( یکرمگ و یترجاهم نیناوق یرجم هرادا
-
مهاجرت
-
ناترجاهم و نادنورهش تامدخ هرادا
-
(جانور یا گیاهی که برای اولین بار در جایی ظاهر شده باشد) نو کوچ · در کوچ · درون کوچ (در برابر: مهاجر از کشوری دیگر یا برون کوچ emigrant) · درون کوچانه · غریب · مهاجر · مهاجر (به کشوری دیگر) · مهاجرتی · وابسته به درون کوچ · کوچ نشین · کوچگرانه · کوچی
-
(به عنوان مهاجر) اجازه ی ورود دادن · آوردن · درون کوچیدن (در برابر: مهاجرت کردن از کشور دیگر یا برون کوچیدن emigrate) · مهاجرت کردن · مهاجرت کردن (به کشوری دیگر) درون کوچ کردن
-
(کانادا) مهاجر دارای جواز اقامت دائم · کوچگر دارای کارت سبز
-
)یکرمگ و یترجاهم نیناوق یرجم هرادا( سیاب
-
یترجاهم یاهکرادم
Add example
Add