Translation of "Kangaroo" into Persian
کانگورو, کانگورو, (جانورشناسی) کانگورو (از کیسه داران تیره ی Macropodidae - بومی استرالیا) are the top translations of "Kangaroo" into Persian.
-
کانگورو
nounNot for her a penniless existence clinging to the fringes of Earls Court Kangaroo Valley they called it
یک زندگی فلاکتی در حاشیهی محلهی ارلکورت به خاطر انبوه استرالیاییهایی که در مرکز آن ساکن بودند به درهی کانگورو معروف بود جای او نبود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Kangaroo" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(Canada, attributive) A hooded jacket with a front pocket, usually of fleece material, a kangaroo jacket. [..]
-
کانگورو
nounmarsupial [..]
keeping warm by gorging on kangaroo meat and mounds of fat from the homesteads slaughtered cattle.
با بلعیدن گوشت کانگورو پیه و چربی دامهای ذبحشده اندکی گرما ذخیره میکردند.
-
(جانورشناسی) کانگورو (از کیسه داران تیره ی Macropodidae - بومی استرالیا)
Images with "Kangaroo"
Phrases similar to "Kangaroo" with translations into Persian
-
(جانورشناسی) موش جهنده (جنس Dipodomys و تیره ی Heteromyidae که پادراز و جونده بوده و در بیابان های جنوب غربی ایالات متحده و مکزیک زیست می کنند) · رجوع شود به rat kangaroo
-
گوشت کانگورو
-
کانگوروی درختی طلاییپوش
-
(عامیانه) · دادگاه غیرقانونی (که اصول دادگری و قوانین را زیرپا می گذارد) · دادگاه من درآوردی (به ویژه در میان سرحد نشینان یا زندانیان شورشی که با شتاب و خودسرانه محاکمه و تنبیه می کنند) · دادگاه پوشالی
-
کانگوروی خاکستری شرقی
-
(جانورشناسی) کانگوروی موشی (انواع کانگوروهای کوچک و موش مانند به ویژه از جنس های Bettongia و Potorous)
-
کانگوروی قرمز
-
ماكروپوس · والبيها · گانگروها