Translation of "Levi" into Persian
لاوی, لاوی, (انجیل) لاوی (سومین پسر یعقوب) are the top translations of "Levi" into Persian.
Levi
proper
noun
(Biblical) Third son of Jacob, by his wife Leah. [..]
-
لاوی
As he walks on, he sees Matthew, who is also called Levi, sitting at the tax office.
او که لاوی نیز خوانده میشد، در محل وصول مالیات نشسته بود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Levi" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
levi
-
لاوی
As he walks on, he sees Matthew, who is also called Levi, sitting at the tax office.
او که لاوی نیز خوانده میشد، در محل وصول مالیات نشسته بود.
-
(انجیل) لاوی (سومین پسر یعقوب)
-
اسم خاص مذکر
Phrases similar to "Levi" with translations into Persian
-
(اموال) توقیف کردن · (به زور) به خدمت نظام بردن · (حقوق - معمولا با: on) ملک کسی را (طبق دستور دادگاه) ضبط کردن · احضار مشمولان · باج گیری · تحمیل جریمه · تحمیل مالیات · سرباز گرفتن · سرباز گیری · سربازان به خدمت گرفته شده · مالیات · مالیات اخذ کردن · مالیات بستن · مالیات بندی · مالیات وضع کردن · مالیات گرفتن · مشمولان · نام نویسی · وصول مالیات · وضع مالیات · گردآوری مالیات
-
باج گیری · شورش مسلحانه ی غیر نظامیان (به ویژه برای مقاومت در مقابل مهاجمان خارجی) (levy in mass هم می گویند) · مالیات · نام نویسی
-
مالیات بر سرمایه · مالیات بر سرمایه (که گاهی علاوه بر مالیات بر درآمد محاسبه می گردد)
-
پریمو لوی
-
وضع مالیات بر واردات
-
)قلاطم( تايلام لوصو
-
وضع انواع مالیاتها
-
(نام بازرگانی) شلوار جین (تنگ و محکم دوزی شده)
Add example
Add