Translation of "Maine" into Persian
ماین, ایالت مین, مین are the top translations of "Maine" into Persian.
A province in northwest France, centred on Le Mans [..]
-
ماین
Toward the end of August, the four attended their first German convention, the “Clean Worship” Assembly in Frankfurt am Main.
در اواخر ماه اوت، آن چهار برادر در اولین کنگرهٔ آلمانی با عنوان «پرستش پاک» در شهر فرانکفورت آم ماین شرکت کردند.
-
ایالت مین
There was a long rock pier running out into the Atlantic Ocean from the Ogunquit, Maine, town beach.
درشهرساحلی اوگان کوئیت در ایالت مین اسکلهای سنگی بودکه وارداقیانوس اطلس میشد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Maine" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
geographic terms (below country level)
-
مین
nounRemember the time we took the girls to maine?
اون موقع رو یادته که دخترا رو بردیم ایالت " مین " ؟
-
ماین
geographic terms (below country level)
Toward the end of August, the four attended their first German convention, the “Clean Worship” Assembly in Frankfurt am Main.
در اواخر ماه اوت، آن چهار برادر در اولین کنگرهٔ آلمانی با عنوان «پرستش پاک» در شهر فرانکفورت آم ماین شرکت کردند.
-
ایالت مین (امریکا - پایتخت : آگاستا - مخفف : Me یا ME - 72068 کیلومتر مربع)
Images with "Maine"
Phrases similar to "Maine" with translations into Persian
-
شاه بیت
-
(انگلیسی - محلی) جالب توجه · (برق و غیره) شاه سیم · (خروس جنگی) یک سری مسابقه میان دو خروس · (شعر قدیم) دریا · (قدیمی) سرزمین اصلی · (لوله کشی آب یا گاز و غیره) شاه لوله · (مخفف) mainmast و mainsail · (مهجور) نیرومند · (مهجور) وابسته به سرزمین پهناور یا دریای بزرگ · (مهجور) گستره · اصلی · اقیانوس · جای بزرگ · رود ماین · رودخانه ی ماین (در باختر آلمان) · شور · عمده · قوی · معتنابه · مهشت · مهم · هنگفت 1 · وابسته به یا مجاور دکل اصلی کشتی 0 · پروزی · کابل اصلی
-
(در کشتی های بزرگ چند عرشه ای) عرشه ی اصلی · عرشه ی کشتی
-
(امریکا - خودمانی) خیابان اصلی شهر
-
چراغ جلو
-
سود شخصی · نفع شخصی
-
اصلی
-
(کامپیوتر) حافظه ی اصلی