Translation of "Median" into Persian
مادی, میانه, میانی are the top translations of "Median" into Persian.
Median
adjective
noun
grammar
Relating to Media or Medes. [..]
-
مادی
language
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Median" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
median
adjective
noun
grammar
(anatomy, now rare) A central vein or nerve, especially the median vein or median nerve running through the forearm and arm. [from 15th c.] [..]
-
میانه
adjective nounquantile
and let's pick the median performance as a threshold.
و عملکرد میانه را به عنوان آستانه در نظر بگیریم.
-
میانی
adjective -
متوسط
adjectiveMedian per capita income has been flat since about 2000,
متوسط سرانه درآمد تقریبا از سال ۲۰۰۰ ثابت بوده،
-
Less frequent translations
- ميانه
- میانه مثلث
- ماد
- مادی
- میانگین
- مابین
- میان
- بینابین
- (آمار - وابسته به شماره ای که درست در وسطچند شماره ی دیگر قرار گرفته است مثلا عدد هفت در این اعداد: 1 و - و 7 و 61 و 34) میان شماره
- (از ریشه ی فارسی) اهل سرزمین باستانی ماد
- (خط یا عدد یا نقطه و غیره)میانگیر
- (خط) نیمساز
- (در برخی خیابان ها و جاده ها) چمن وسط
- (هندسه) وابسته به خط منصف زاویه
- اندام میانی
- رگ میانی
- عصب میانی
- فی مابین
- میان باریکه (median strip هم می گویند)
- میان نرده
- نیم گر
- وابسته به ماد و مادها و زبان و فرهنگ ایرانی آنها
- گلکاری وسط خیابان
Images with "Median"
Phrases similar to "Median" with translations into Persian
-
عصب میانی
-
دوز کشنده میانه (آی.دی 50)
-
متوسط دوز کشنده
-
دوز موثر میانه (ای.دی 50)
-
بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه · دوزاژ · چندهگذاری
-
ام.آی.دی (دوز کشنده میانه)
-
آزمون میانه
-
میانه
Add example
Add