Translation of "Meridian" into Persian
نصفالنهار, نصفالنهار, ظهر are the top translations of "Meridian" into Persian.
A census-designated place in Colorado State. [..]
-
نصفالنهار
Meridian (geography)
The first thing that met his eye was the meridian
چون داخل اتاق فاریا شد اول چیزی که ملاحظه کرد خط نصفالنهار بود
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Meridian" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
An imaginary great circle on the Earth's surface, passing through the geographic poles. [..]
-
نصفالنهار
line between the poles with the same longitude
The first thing that met his eye was the meridian
چون داخل اتاق فاریا شد اول چیزی که ملاحظه کرد خط نصفالنهار بود
-
ظهر
nounMr. Rochester, I have just discovered the sun is far declined from its meridian, and Pilot is actually gone home to his dinner.
آقای راچستر، الان متوجه شدم که خیلی از ظهر میگذرد، و پایلت به خانه رفته تا غذایش را بخورد.
-
نیمروز
noun
-
Less frequent translations
- اوج
- اوجی
- اوگ
- ظهری
- نیمروزی
- بحران
- منتها
- راس
- (قدیمی) ویژگی (به ویژه در موردمحل)
- (مقام و قدرت و غیره) اوج
- (مهجور) ظهر
- (نادر) جنوبی
- بالاترین مقام یا موقعیت در زندگی
- زمین پرهون
- زمین پرهونی
- صفت مشخصه
- مرتفعترین نقطه
- نصف النهار
- نصف النهاری
- نصفالنهار سماوی
- نیم روز
- نیمروز پرهون
- نیمروز پرهونی
- وابسته به اوج مدار روزانه ی هر جرم سماوی
- وابسته به یا در نیمروز
Phrases similar to "Meridian" with translations into Persian
-
نصف النهار درجه ی صفر · نصف النهار گرینویچ · نصفالنهار مبدأ
-
(مساحی) خط شمالی - جنوبی · خط اصلی
-
نصفالنهار مبدأ
-
ایاسامآر
-
(خط فرضی که قطب های مغناطیسی شمال و جنوب کره ی زمین را بهم وصل می کند) نصف النهار مغناطیسی · زمین پرهون مغناطیسی (یا برکشندی) · نیم روز پرهون مغناطیسی