Translation of "Model" into Persian
مدل, مدل, مانکن are the top translations of "Model" into Persian.
Model
-
مدل
But, mostly I go home, watch America's Next Top Model.
ولي ، بيشتر اوقات خونه ميرم. و برنامه ي مدل فشن هاي برتر آمريکايي رو مي بينم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Model" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
model
adjective
verb
noun
grammar
Serving as an example of something. [..]
-
مدل
person
I was designed to be more attentive and efficient than every previous model.
من طوری طراحی شدم که از مدل های قبلی دقیق تر و کارآمد تر باشم.
-
مانکن
nounperson
How do you sit there across from a male model and make conversation?
چطوری اونجا جلوی یه مانکن مرد می شی نی و حرف میزنی؟
-
نمونه
nounI am not a model clergyman only a decent makeshift.
من هم نه یک کشیش نمونه بلکه بدل خوبی هستم.
-
Less frequent translations
- قالب
- سرمشق
- طرح
- الگو
- ماکت
- برنامه
- نقشه
- مثال
- پیکربندی
- نمودج
- چهارچوبه
- انگاره
- پرهیب
- پیکر
- (انگلیس - به ویژه در آگهی های روزنامه ها) فاحشه
- (مثال یا توصیف فرضی و کلی چیزی) مثال
- (نقاشی و رسم) تصویر سه وجهی درست کردن
- (نمونه ی مومی یا گچی که از روی آن تندیس فلزی یاسنگی می سازند) سر نمونه
- (کسی که نقاشان یا عکاسان حرفه ای از او تصویر تهیه می کنند) مدل
- از روی نمونه (چیزی را) ساختن
- از موم یا گچ ساختن
- الگو کردن
- اندام سازی کردن 1
- به عنوان مانکن کارکردن
- جامه نما
- جامه نمایی کردن 2
- دیس دار کردن
- رجوع شود به Archetype
- سرمشق قرار دادن 0
- سه سویه کردن 3
- شکل دادن به
- طراحی کردن
- مجسمه چوبی
- مدل (شخص)
- مدل زنده
- مدل کردن
- نمونه ی بخصوص از چیزی
- نمونه ی چیزی را ساختن
- پیکربندی کردن
Images with "Model"
Phrases similar to "Model" with translations into Persian
-
مانکن · مجسمه چوبی
-
مدل استاندارد
-
مدلهاي تجارت بينالمللي · مدلهای اقتصادسنجی
-
مدلهاي تجارت بينالمللي · مدلهای اقتصادسنجی
-
مدلسازی چند سطحی
-
مدلهای محاسباتی
-
مدل سازی ارتباط موجودیتها
Add example
Add