Translation of "Norman" into Persian
نورمن, (معماری) رومانسک, (گویش) فرانسوی نورمانی are the top translations of "Norman" into Persian.
Norman
adjective
noun
proper
grammar
A person whose ancestors are from Normandy or who resides in Normandy. [..]
-
نورمن
a person from Normandy
It was difficult enough getting acquainted with her, and her mother, and her brother, Norman.
آشنا شدن با خود دختر و برادرش نورمن به قدر کافی دشوار بود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Norman" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
norman
noun
grammar
A wooden bar, or iron pin.
-
(معماری) رومانسک
-
(گویش) فرانسوی نورمانی
-
اعقاب نورمان ها که در سال 6601 میلادی انگلستان را به تصرف در آوردند
-
Less frequent translations
- ساکن یا بومی ناحیه ی نورماندی (فرانسه)
- نورمان (نام قوم اسکاندیناوی که در قرن دهم میلادی به ناحیه ی نورماندی در فرانسه کوچ کردند)
- وابسته به سبک رومانسک
- وابسته به نورمان ها و زبان و فرهنگ آنها
Phrases similar to "Norman" with translations into Persian
-
نورمن فاستر
-
انگلیسی و نورمانی · زبان انگلونرمان (که آمیزه ای از انگلیسی و فرانسوی بود) · نورمان هایی که به انگلیس کوچ کردند · وابسته به نورمان ها در انگلیس و زبان آنها
-
نورمن میلر
-
تسخیر انگلستان توسط نورمان ها (در سال 6601 میلادی)
-
(امروزه) گویش فرانسوی رایج در ناحیه ی نورماندی (در شمال غرب فرانسه) · (زبان شناسی) · فرانسوی نورمانی (که توسط نورمان ها تا چند قرن در انگلیس رواج داشت و زبان دربار و کتابت بود)(Anglo-French هم می گویند)
-
نورمان راکول (نقاش امریکایی)
-
نورمن شوارتسکف
-
نورمانی کردن (از نظر زبان و فرهنگ و سنت ها و قوانین)
Add example
Add