Translation of "Obed" into Persian
عوبید is the translation of "Obed" into Persian.
Obed
proper
(Biblical) Son of Ruth and Boaz, father of Jesse and grandfather of David, grandson of Naomi. [..]
-
عوبید
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Obed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "Obed" with translations into Persian
-
(لاتین) · او مرد · راستی · رود اب ( که از کوه های آلتایی سرچشمه می گیرد و پس از گذشتن از سیبری باختری به دریای شمالگان می ریزد) · زایمان شناسی · ضمنا · مخفف : (انجیل) عوبدیا · پزشک ویژه گر زایمان
-
رود اب
-
رفتار سازمانی · علم مامایی · مامایی
-
بیماری های زنان و زایمان · دکتر بیماری زنان و زایمان · مخفف : (پزشکی)
-
زیج · مبهم · مشاهده · مهجور · نا آشکار
-
از طرف مقابل · بر · بر ضد [obstinate] · به · به سوی · تماما · جلو · در مقابل · روی [obscure] · سراسر · سربه سر [obdurate] · معکوس · وارون · واژ [obovoid] (پیش از واژه هایی که با c آغاز می شود: -oc و پیش از of- : f وپیش از o- : m و پیش از op- : p) · پاد · پیش [obtrude] · کاملا
-
ساختار سازمانی اجرائی
Add example
Add