Translation of "Pacing" into Persian
آهنگ, زمان, میزان سرعت are the top translations of "Pacing" into Persian.
Pacing
-
آهنگ
nounA steady pace for a few more miles, and then a rest.'
چنـد مایـل بـا آهنگ یکنواخت پیش برویم و بعد از آن استراحت.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Pacing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
pacing
noun
verb
grammar
Present participle of pace. [..]
-
زمان
nounTime passed by, but his brain never kept pace.
زمان گذشته ، اما مغزش هيچ پيشرفتي نکرده.
-
میزان سرعت
noun -
وقت
nounNapoleon paced to and fro in silence, occasionally snuffing at the ground.
ناپلئون که لام تا کام نمیگفت مرتب پس و پیش میرفت و گاهی اوقات زمین را بو میکرد.
Phrases similar to "Pacing" with translations into Persian
-
کارگر نمونه
-
(آهنگ پیشرفت یا پرداخت یا فعالیت و غیره را) تنظیم کردن 1 · (اسب) سوغان دادن · (لاتین - ندای حاکی از عدم توافق) اختیار دارید! · (مسافت معینی را)پیمودن 3 · (معمولا با: off) با قدم اندازه گرفتن · (ورزش) سرعت توپ یاگوی · (گام برداری اسب) یرغه · اندازه ی یک قدم (03 تا 04 اینچ) · اگر اجازه بفرمایید مخالفم ! · با گام های آهسته یا یکنواخت راه رفتن · تمرین گام برداری دادن 0 · جلو رفتن · خرامیدن · درازا سنجی کردن · زمان · سرعت · سرعت پیشرفت (یا انجام و غیره) · سرعت گام برداری · سوغان · قدم · قدم برداشتن · قدم زدن · میزان سرعت · واحد سنجش طول (که دقیق نیست مانند وجب) · وقت · پیشگام بودن 2 · پیمودن · گام · گام برداشتن · گام زدن · گز کردن
-
آهسته پیما · بطی · کند · کندرو
-
مهارت (یا استعداد و غیره ی) کسی را آزمودن
-
با سرعت دلخواهتان
-
(در ترکیب) دارای آهنگ حرکت مشخص · اندازه گیری شده با گام برداری
-
(آهنگ پیشرفت یا پرداخت یا فعالیت و غیره را) تنظیم کردن 1 · (اسب) سوغان دادن · (لاتین - ندای حاکی از عدم توافق) اختیار دارید! · (مسافت معینی را)پیمودن 3 · (معمولا با: off) با قدم اندازه گرفتن · (ورزش) سرعت توپ یاگوی · (گام برداری اسب) یرغه · اندازه ی یک قدم (03 تا 04 اینچ) · اگر اجازه بفرمایید مخالفم ! · با گام های آهسته یا یکنواخت راه رفتن · تمرین گام برداری دادن 0 · جلو رفتن · خرامیدن · درازا سنجی کردن · زمان · سرعت · سرعت پیشرفت (یا انجام و غیره) · سرعت گام برداری · سوغان · قدم · قدم برداشتن · قدم زدن · میزان سرعت · واحد سنجش طول (که دقیق نیست مانند وجب) · وقت · پیشگام بودن 2 · پیمودن · گام · گام برداشتن · گام زدن · گز کردن
Add example
Add