Translation of "Plant" into Persian
کارخانه- تاسیسات, گياه, کاشتن are the top translations of "Plant" into Persian.
Plant
-
کارخانه- تاسیسات
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Plant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
plant
verb
noun
grammar
(transitive) To place (a seed or plant) in soil or other substrate in order that it may live and grow. [..]
-
گياه
nounorganism capable of photosynthesis
It's a drug based on a Nigerian plant.
اين يه دارو از يه گياه نيجريه اي هستش.
-
کاشتن
verbplace in soil or other substrate in order that it may live and grow
The truth is that it was planted because I came to Hogwarts.
در واقع او نو برای این کاشتن که من بتونم به هاگوارتز بیام.
-
نهال
nounthen stalked to a cotton plant on stiff legs
سپس با پاهای کشیده در کنار نهال پنبه میایستاد.
-
Less frequent translations
- گیاه
- دستگاه
- کارخانه
- نبات
- گیا
- برقرار کردن
- نیروگاه
- نِشاندَن
- كارخانه
- بوته
- قلمه
- علف
- وسایل
- ماشین
- جوانه
- ابزارگان
- بنانهادن
- رستنی
- (خودمانی) جاسوس
- (در سر) پروردن 0
- (در مغز خود) جا دادن
- (در کلنی یا سرزمین بکر) ساکن شدن
- (شخص یا چیزی که برای گیر انداختن یا گول زدن در محلی جا می زنند) آدم کاشته
- (ضربه یامشت و غیره) خواباندن
- (محکم در زمین) نصب کردن
- (مدرسه و بیمارستان و غیره) بنا و تجهیزات
- (چیزی را) عمدا در جایی قراردادن (برای گرفتن مچ کسی یا گمراه کردن)
- اسکان دادن 1
- الهه گل
- جاسازی کردن
- جاسوس فرستادن
- جای دادن
- جایگزین کردن
- خاک کردن
- خبرکش گسیل کردن (با لباس مبدل)
- دارای جانور (جدید) کردن 2
- دفن کردن
- زدن 3
- سبزی (در برابر: درخت tree و بته یا درختچه herb( )shrub هم می گویند)
- غرس کردن
- قایم کردن
- قرار دادن یا گرفتن
- قلمه زدن
- ماشین آلات
- مامور مخفی
- ماوا گزیدن
- مستور کردن
- منزل کردن
- نهال زدن
- پنهان کردن
- چیز کاشته (برای گول زدن یا به دام انداختن)
- چیزی را به طور سری در جایی قرار دادن
- کار گذاشتن
- کشت کردن
- گیاه (در رده بندی موجودات : Plantae)
Images with "Plant"
Phrases similar to "Plant" with translations into Persian
-
همیشهسبز
-
علففرشیان
Add example
Add