Translation of "Pull" into Persian
کشیدن, keshidan, پاره کردن are the top translations of "Pull" into Persian.
pull
interjection
verb
noun
grammar
(transitive) to apply a force to (an object) so that it comes toward the person or thing applying the force [..]
-
کشیدن
verbtransitive: apply force to (something) so it comes towards one
Before he pulled the curtains of his four poster shut.
هری قبل از کشیدن پردهی دور تختش عروسک شاخ دم مجارستانی را روی میز کنار تختش گذاشت.
-
keshidan
-
پاره کردن
verbMadam Magloire has pulled off all the paper.
مادام ماگلوار همه این کاغذها را پاره کرده است.
-
Less frequent translations
- کشش
- کندن
- جاذبه
- جرعه
- چرخش
- شکافتن
- دریدن
- (با پاروزدن) به حرکت در آوردن
- (با: away یا ahead یا out و غیره) راندن 3
- (به سیگار و غیره) پک زدن
- (به طرف خود) زور دادن
- (عامیانه) انجام دادن
- (عامیانه) گیرایی
- (عضله) ضرب دیدن
- (قایقرانی) پارو را به طرف خود کشیدن
- (محلی) دل و روده ی مرغ یا پرنده را در آوردن
- (مرغ را) پاک کردن
- (یک جرعه) نوشیدن
- به انجام رساندن
- جذب کردن
- جلب کردن
- جلوگیری کردن
- خودداری کردن
- در آوردن
- سربراه بودن
- ضرب دیده کردن
- قلپ 1
- مرتکب شدن
- مطیع بودن
- مقصر بودن
- هر چیز کشیدنی : دسته ی کشو
- پارو زدن
- پک 0
- چاک زدن
- چموش نبودن 2
- کار سخت و مداوم 5
- کشانش 4
- کشنه 6
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Pull" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "Pull"
Phrases similar to "Pull" with translations into Persian
-
(الکترونیک) فشاری - کششی · کش واکشی
-
عقب نشاندن · عقب نشینی کردن
-
باخاک یکسان کردن · تراز کردن · خراب کردن
-
بردن
-
شما نمی توانید من را فریب دهید
-
دور کردن از · کاستن
-
ترک کردن
-
حیله زدن
Add example
Add