Translation of "RIP." into Persian
(لاتین - مثلا روی سنگ قبر - مخفف) آسوده بخواب, روان شاد are the top translations of "RIP." into Persian.
RIP.
-
(لاتین - مثلا روی سنگ قبر - مخفف) آسوده بخواب
-
روان شاد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "RIP." into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "RIP." with translations into Persian
-
(خودمانی) پر سروصدا · غوغا · محشر · پرغلغله
-
خراش زمين (خاكورزي)
-
موج برگشتی (مثلا از ساحل)
-
موج قوی · موج وازننده · کشند در هم کوب
-
(ریسمان کیسه ی گاز بالون که چون آن را بکشند گاز خارج می شود و بالون پایین می رود - ریسمان چتر نجات که با کشیدن آن چترباز می شود) جر نخ
-
(اسباب) پاره کننده · (انگلیس - قدیمی - خودمانی) عالی · - بر · - کش · خاکورزی · خراش زمين · شکافنده · معرکه · هنگامه · کننده
-
(شخصیت اصلی داستان واشنگتن ایروینک که بیست سال خوابید) ریپ وان وینکل
-
(آشفتگی و پرموجی بخشی از دریا به واسطه ی برخورد دو رشته موج های متقابل یا برخورد یک رشته موج با بادهای مخالف) گسلاب · (با تبر و غیره) شکستن · (با فشار ناگهان) پاره کردن · (با چاقو یا هر چیز تیز) شکافتن · (عامیانه - با سرعت یا خشونت) حرکت کردن · (عامیانه) · (چوب را در امتداد آوندها) اره کردن · آدم عیاش · آدم هرزه · اسب مردنی · اسب پیر و وامانده · اوراق · جر خوردن · جر دادن · دراندن · دریدن · دریده سازی · دریدگی · شكافتن · شکافتن · عمل جر دادن · فتالیدن · فتردن · فکسنی · قراضه · لکنته · پاره شدن · پاره کردن · پارگی · چاک · چاک خوردن · چاک خوردگی · چاک دادن · چاک زدن · چیز بی ارزش · گسلاندن
Add example
Add