Translation of "Reel" into Persian
قرقره, ماسوره, حلقه are the top translations of "Reel" into Persian.
Reel
A language of Sudan.
Automatic translations of "Reel" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
Add translation
Add
"Reel" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Reel in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Translations with alternative spelling
reel
verb
noun
grammar
To wind on a reel. [..]
-
قرقره
nounmake spoked wheels out of cotton reels, and bird cages of old wire.
و چرخهای آن را از قرقره تعبیه میکرد؛ از مفتولهای زنگزده و کهنه، قفس پرنده میساخت؛
-
ماسوره
-
حلقه
nounAs far as I'm concerned, two-reel films are a thing of the past.
تا جايي که من مي دونم دو فيلم دو حلقه اي مال قديما بوده
-
Less frequent translations
- تلوتلو
- سکندری
- چرخیدن
- بوبین
- دلسردشدن
- طبلک
- طوقه
- ناویدن
- چرخک
- گیجاندن
- طوق
- (از ترس و غیره) پس پسکی رفتن
- (برای پیچیدن نخ و فیلم و نوار و غیره) قرقره
- (دور قرقره یا ماسوره) پیچیدن
- (رقص تند اسکاتلندی) ریل
- (مثلا در اثر مستی یا ضربه) تلوتلو خوردن
- (کشتی) گوفیه
- باعث تلوتلو خوردن کسی شدن
- به تلوتلو خوردن در آوردن
- به دوران آوردن
- به قهقرا رفتن
- خنک شدن
- خنک کردن
- دوران داشتن
- سکندری دادن
- سکندری رفتن
- قرقره ی چوب ماهیگیری (که ریسمان دور آن پیچیده است)
- ماسوره (spool هم می گویند)
- موسیقی این رقص
- هر چیزی که دور قرقره پیچیده باشد
- وارونه شدن
- پس پا شدن
- پیلی پیلی
- پیلی پیلی خوردن
- چرخ زدن (یا خوردن)
- کج شدن
- کسی را گیج کردن
- گیج خوردن
- گیج رفتن
Phrases similar to "Reel" with translations into Persian
-
قرقره چوبی
-
جمع کردن و بستن نخ دور قرقره
-
مسحور کردن
-
شوک
-
(نوعی رقص محلی ویرجینیا) ریل ویرجینیایی · موسیقی این رقص
-
(دستگاه ضبط صوت) دو قرقره ای · دو نواره
Add example
Add