Translation of "Regarding" into Persian
درباره, درباره, در باب are the top translations of "Regarding" into Persian.
-
درباره
adpositionRegarding your first mate, who pretends to be persons she is not.
درباره ي کاپتان دومتونه که داره تظاهر به کسي ميکنه که نيست
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Regarding" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Present participle of regard. [..]
-
درباره
adpositionconcerning
That is what we must accustom ourselves to recognize with regard to your brother's family.
درباره خانواده برادرت ما هم باید خودمان را عادت بدهیم همین کار را بکنیم.
-
در باب
What did Job say about his integrity, and what is indicated regarding him in Job chapter 31?
ایّوب در بارهٔ کاملیت یا پایبندی خود به خدا چه گفت؟ در باب ۳۱ چه چیزی در مورد ایّوب نمایان میشود؟
-
راجع به
adpositionIt is with regard to him that I desire to speak to you.
خواهشی که من از شما دارم راجع به همین شخص است.
-
مربوط
adjective
Phrases similar to "Regarding" with translations into Persian
-
(با دقت) نگاه کردن · (به کسی یا چیزی) خیره شدن · (جمع) سلام رسانی · (در)باره · (مهجور) اهمیت دادن · (مهجور) قیافه · (نگاه) زل زل · احترام · احترام قائل شدن 0 · ارادت · اعتبار · اعتنا · برانداز کردن، ورانداز کردن · به حساب آوردن · به شمار آوردن · تلقی کردن 1 · توجه · توجه کردن 3 · در مورد · درود · دیدَن · راجع (به) · زل زل نگاه کردن · سر و کار داشتن 2 · سلام · ظاهر · عزت · عطف · لحاظ · مربوط بودن · ملاحظه · مورد ملاحظه قرار دادن · نظر · نگاه · نگاه ثابت · نگاه خیره · نگاه کردن · نگریستن · وابسته بودن به · پروا
-
بالسویه دیدن، یکسان شمردن، دانستن و دیدن
-
توجه به علایق شخصی · رتبه · رجوع شود به self-respect · شان · مقام · وقار
-
با احترام
-
(نشان های اشرافی) سر به عقب · رو به عقب
-
(معمولا با: of) باملاحظه · حساس · متواضع · متوجه · مودب
-
آوازه داشتن · ارجمند شمردن · شهرت داشتن · لایق دانستن