Translation of "Register" into Persian
ثبت کردن, نشان دادن, ثبات are the top translations of "Register" into Persian.
Register
-
ثبت کردن
Our recon drones register an Espheni approach from the south.
هوابرد شناسايي ما نزديک شدن يک گروه از " اشفني " ها رو از جنوب ثبت کرده.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Register" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
register
verb
noun
grammar
(computing) Part of the central processing unit used to store and manipulate numbers. [..]
-
نشان دادن
verb -
ثبات
nounIt registers as corrupted.
ثبات ها خراب شدن.
-
فهرست
nounI went and looked Professor McGonagall up on the register
من رفتم و اسم پروفسور مک گونگال رو توی فهرست دیدم
-
Less frequent translations
- ثبت کردن
- ثبت
- دفتر
- منشی
- نگاشتنامه
- )سیاق (در زبان شناسی
- سیاق
- سیاق (در زبان شناسی)
- دبیر
- نگاشتن
- محضر
- نگار
- یادداشت
- نوشتن
- مدرک
- (امریکا) نام نویسی (و ارائه نشانی و غیره جهت اخذ صلاحیت برای شرکت در رای دادن در انتخابات چند سال آینده)
- (در دفتر یا فهرست و غیره) ثبت کردن
- (در کنتور یا صندوق پول فروشگاه ها و غیره) دستگاه ثبت
- (زبان شناسی) گونه ی کاربردی
- (سردسازی یا حرارت ساختمان ها) هواکش
- (صدا یا آواز) دانگ
- (فیلم عکاسی - چاپ) تطابق کامل
- (نامه را) سفارش کردن 6
- (کامپیوتر) ثبات
- اثر (ثبت شده)
- اندوختگاه 1
- به ثبت رساندن
- تشخیص دادن
- ثبت نام
- ثبت نام کردن 4
- حاکی بودن
- دفتر ثبت
- صورت اسامی
- ضبط 0
- ضبط کردن 3
- مفهوم داشتن 5
- نام نویس
- نام نویسی
- نام نویسی کردن
- کاملا مطابق کردن 2
Images with "Register"
Phrases similar to "Register" with translations into Persian
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
بیکاری رسمی؛ بیکار ثبت شده
-
(در صدا و آواز) صدای زیر · دامنه ی صداهای زیر
-
دفاتر ثبت املاک
-
(آمریکا) پرستار دیپلمه (دارای پروانه ی رسمی)
-
دفتر ثبت دارایی
-
رکیدم یارب یسیون مسا تسیل
-
رجوع شود به ton
Add example
Add