Translation of "Return" into Persian

کالای مرجوعی, بازگشتن, برگشتن are the top translations of "Return" into Persian.

Return
+ Add

English-Persian dictionary

  • کالای مرجوعی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Return" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

return verb noun grammar

(cricket) A throw from a fielder to the wicket-keeper or to another fielder at the wicket. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بازگشتن

    verb

    to come or go back [..]

    Let us return it is a necessity in this book to that fatalbattle field.

    با ین میدان شوم نبرد بازگردیم، این بازگشتن برای کتاب لازم است.

  • برگشتن

    verb

    to come or go back [..]

    Your obedient son, which said nothing of when he would return.

    شروع میشد و با پسر فرمان بردار شما! ختم میگردید اما از برگشتن سخن بمیان نمیآورد.

  • برگشت

    noun

    act of returning

    Keep him respectable and in shape, so if he ever does return, he won't have cause for complaint.

    او را آراسته و محترم نگه میدارم تا اگر یک روز برگشت، بهانهای برای گله نداشته باشد.

  • Less frequent translations

    • برگرداندن
    • بازگشت
    • برگشتی
    • بازگرداندن
    • دوسره
    • پس دادن
    • درآمد
    • مال
    • باز گشت
    • رد کردن
    • بازده
    • جبران
    • بازگشتی
    • مجدد
    • پاداش
    • متقابل
    • تلافی
    • سود
    • عود
    • عایدات
    • بازگردانی
    • سزا
    • بهره
    • ارتجاع
    • بازآمدن
    • راجعه
    • واگذاردن
    • وصولی
    • نمیدن
    • منفعت
    • راجع
    • (انگلیس) انتخابات 3
    • (انگلیس) بلیط دوسره
    • (دادگاه و غیره) حکم دادن
    • (رسما) گزارش دادن
    • (معمولا جمع) نتیجه
    • (ورزش های با توپ یا گوی) پس زدن (به ویژه پس زدن سرو)
    • استرداد 2
    • اعلام حکم کردن
    • انتخاب کردن یا شدن 7
    • بازده داشتن یا دادن
    • بازگشت کردن
    • برآیند 1
    • برگرداندن سرو
    • تلافی جویانه 5
    • تلافی کردن
    • جواب دادن
    • جواب متقابل
    • در پاسخ گفتن
    • دگرباره 6
    • رای دادن
    • رفت و برگشت (آمریکا: round-trip)
    • سزا دادن
    • سود دادن
    • سود ویژه
    • ضربه متقابل زدن
    • عازم میهن
    • متوجه شدن یا کردن
    • مراجعت 0
    • مراجعت کردن
    • مسترد کردن
    • معطوف شدن یا کردن
    • ورود به خانه
    • پاسخ دادن
    • پاسخ دفاعی
    • پس دهی
    • پس فرستادن
    • پسزنی 4
    • گزارش (رسمی) دادن

Phrases similar to "Return" with translations into Persian

Add

Translations of "Return" into Persian in sentences, translation memory