Translation of "Salmon" into Persian
شلمون, ماهی آزاد, سالمون are the top translations of "Salmon" into Persian.
Salmon
proper
noun
English surname [..]
-
شلمون
Salmon (Bible)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Salmon" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
salmon
adjective
noun
grammar
(plural salmon ) One of several species of fish of the Salmonidae family. [..]
-
ماهی آزاد
nounfish [..]
She would never allow that river fish were edible, except trout and salmon.
معتقد بود که ماهی رودخانه قابل خوردن نیست و فقط قزلآلا و ماهی آزاد را باید خورد.
-
سالمون
fish
You want to swim upstream with me and go try some salmon?
میخوای باهام بچرخی و بیای و یکم سالمون بخوری ؟
-
آزادماهی
-
Less frequent translations
- آلا
- ماهی قزل آلا
- (جانور شناسی) ماهی آزاد
- (رنگ) سرخ روشن
- آزادماهي پيشرس
- بچه آزادماهي
- سالمون (تیره ی Salmonidae به ویژه جنس های Oncorhynchus و Salmo که گوشت آنها کمی سرخ فام است)
- سرخ زردفام (salmon pink هم می گویند)
- قزل آلا
Images with "Salmon"
Phrases similar to "Salmon" with translations into Persian
-
آزادماهی دودی
-
اونکورنکوس ماسوئو · ماهي آزاد سرخ · ماهي آزاد ماسو
-
رجوع شود به chum salmon
-
ماهی آزاد استرالیایی
-
اونکورنکوس کیسوچ · ماهي آزاد كوهو · ماهي آزاد نقرهاي
-
انواع ماهی های قزل آلا · قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون · ماهیان آزاد شکمسرخ
-
(جانورشناسی) ماهی آزاد شنوک (Oncorhynchus tshawytscha - یکی از درشت ترین گونه های ماهی آزاد در اقیانوس آرام) · ماهي آزاد شاهي · ماهي آزاد كوژپشت · ماهي آزاد گرمباد · ماهي گرمباد · ماهی آزاد اقیانوس آرام
-
رجوع شود به sockeye salmon · ماهي آزاد شاهي · ماهي آزاد كوژپشت · ماهي آزاد گرمباد · ماهي گرمباد · ماهی آزاد اقیانوس آرام
Add example
Add