Translation of "Section" into Persian

بخش- قسمت, قطعه, قسمت are the top translations of "Section" into Persian.

Section
+ Add

English-Persian dictionary

  • بخش- قسمت

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Section" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

section verb noun grammar

A cutting; a part cut out from the rest of something. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قطعه

    noun

    And the first section ends at 20th St. right now.

    انتهای قطعه اول در خیابان بیستم خاتمه می یابد.

  • قسمت

    noun

    A control that contains other controls.

    Even Dervish has only seen a small section of the complex.

    حتی درویش هم فقط قسمت کوچکی از آن مجموعه را دیده است.

  • گروه

    noun

    military unit size

    Well done, Four Section!

    هر چهار گروه کارتون عالي بود!

  • Less frequent translations

    • برش
    • دسته
    • فصل
    • شکافتن
    • پرگرد
    • برش دادن
    • بخش
    • مقطع
    • منطقه
    • شعبه
    • بخشه
    • الف
    • عمل
    • قطع
    • شکاف
    • برشگاه
    • قاچ
    • بریده
    • محله
    • جز
    • پر
    • شاخه
    • فرشیم
    • تراشه
    • گوه
    • (ارتش) جوخه
    • (امریکا) یک قطعه زمین (یک مایل مربع یا 985/2 کیلومتر مربع)
    • (جراحی) برش
    • (در ارکسترهای بزرگ)هر یک از گروه های نوازنده ی ساز بخصوص
    • (شهر) برزن
    • (واگن های درجه یک) تختخواب بالا و پایین 1
    • (کتاب یا مجله یا روزنامه یا مبل و غیره) بخش
    • (کشور) ناحیه
    • الف کردن 3
    • بخش بخش کردن
    • بریدن (به بخش های کوچک)
    • به صورت مقطع بریدن 2
    • به صورت مقطع نشان دادن (به ویژه در رسم های فنی)
    • جزجز کردن 4
    • رسد 0
    • عمل بریدن
    • قاچ کردن
    • قطع کردن
    • قطعه (موسیقی)
    • قطعه ی راه آهن (که تحت توجه یک گروه قرار دارد)
    • لایه (به ویژه لایه ای از بافت برای بررسی زیر میکروسکپ)
    • نما یا تصویر میانبر
    • گروه نوازنده

Phrases similar to "Section" with translations into Persian

  • امپراطوری · قیصری
  • (در ارکستر و غیره) سازهای نواخت انگیز (مانند طبل و غیره)
  • آیین محلی · اصطلاح محلی · علاقه ی زیاد به بخش بخصوصی از کشور (و غیره - معمولا به زیان سایر بخش ها) · ناحیه گرایی · کوته بینی
  • بخش بخش کردن · بخشی کردن · به مناطق مختلف تقسیم کردن · ناحیه ناحیه کردن
  • قرارگاه و تولی قرارگاه بخش تحرکات مرکزی
  • (در اندازه گیری قطعه زمین) یک چهارم · نیم مایل مربع (061 ایکر)
  • امپراطوری · قیصری
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تحلیل مقطعی · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
Add

Translations of "Section" into Persian in sentences, translation memory