Translation of "Sheared" into Persian

(خز - با قیچی یا ماشین) صاف شده, قیچی شده, پرز گرفته are the top translations of "Sheared" into Persian.

Sheared

Automatic translations of "Sheared" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ Add

"Sheared" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Sheared in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Translations with alternative spelling

sheared adjective verb

Simple past tense and past participle of shear. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (خز - با قیچی یا ماشین) صاف شده

  • قیچی شده

    adjective
  • پرز گرفته

  • Less frequent translations

    • پشم چینی شده
    • چیده شده

Phrases similar to "Sheared" with translations into Persian

  • (از حق یا سلامتی یا قدرت و غیره) محروم کردن · (از فرش یا مخمل و غیره) پرزگیری کردن · (با فشار یا چیز تیز) دریدن · (با قیچی باغبانی) بریدن · (در اثر برش یا فشار) دریده شدن · (محلی) با داس درو کردن · (مو یا پشم را با قیچی) زدن · (نادر) رجوع شود به shears 0 · (پشم گوسفند و غیره) چیدن · آهن بر · بازستاندن · ترک برداشتن · تیغه ی قیچی 1 · داس زدن · داغون شدن · دستگاه برش (فلزات) · دستگاه ساختن آهن ورق 2 · رجوع شود به shearing stress · شکافتن (و با سرعت پیش رفتن) · قطع کردن · قیچی کردن · متلاشی شدن · هر یک از دو بخش قیچی (که به هم لولا شده اند) · هرس کردن · واآمدن · پرز بری کردن · پشم چینی (به ویژه برای نشان دادن سن گوسفند به کار می رود) 3 · چاک دادن · کوتاه کردن · گرفتن · گسلیدن · گوش بریدن
  • قیچی باغبانی
  • نیروی برشی
  • قیچی هرس
  • (خیاطی) قیچی دندانه دار · قیچی اره ای · قیچی زیگزاک
  • (نیرویی که موجب می شود لبه های دو چیز به هم وصل شده در جهت مخالف همدیگر حرکت کرده و روی هم سوار شوند) تنش برشی
  • تنش برشی
  • مقاومت برشی
Add

Translations of "Sheared" into Persian in sentences, translation memory