Translation of "Stemming" into Persian

توجه به ریشه کلمات. اگر snowing را در گوگل جستجو کنید حتماً صفحاتی را نیز نشان خواهد داد که کلمه snow در آنها وجود دارد. is the translation of "Stemming" into Persian.

Stemming
+ Add

English-Persian dictionary

  • توجه به ریشه کلمات. اگر snowing را در گوگل جستجو کنید حتماً صفحاتی را نیز نشان خواهد داد که کلمه snow در آنها وجود دارد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Stemming" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

stemming noun verb grammar

Present participle of stem. [..]

+ Add

"stemming" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for stemming in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "Stemming" with translations into Persian

  • ساقه مغز · ساقه ی مغز
  • تهساقهها · ساقهها · ساقههاي ماشورهاي
  • ریشه داشتن، نشات گرفتن
  • (اسکی) هشت کردن · (با هشت کردن) از سرعت خود کاستن · (جریان چیزی را) بند آوردن · (حرف چاپی - نت موسیقی) بدنه 1 · (در جهت مخالف چیزی) پیشرفت کردن 5 · (زبان شناسی) ستاک · (مجازی) جلوگیری کردن · (موی بدن) ساقه ی مو · (کشتی) سینه · (گیاه) ساقه · ایستادن · برخاستن از · بن · بن 0 · بند آمدن · بند آوردن · بیخ 2 · تبار · تنه · جلو چیزی را گرفتن · درخت خانواده · دسته ی ساعت (که با آن ساعت را میزان و کوک می کنند) · دسته ی پیپ یا چپق · دماغه · دماغه کشتی · دودمان · ریشه · ساقه · ساقه دار کردن 4 · ساقه زدن (به گل مصنوعی و غیره) · ساقه ی میوه (و غیره) را کندن 3 · ساقه ی پر (پرنده) · ستاک · سد کردن · سرچشمه گرفتن · سلسله نسب · شجره النسب · عرشه کشتی · مهار کردن · ناشی شدن از · نسل · پایه ی جام شراب
  • رجوع شود به main drag · رجوع شود به mainline
  • (معمولا در ترکیب) دارای ساقه یا پایه یا ستاک از نوعی بخصوص · بی ساقه · دارای ساقه ی کنده شده
  • ناشی از - به خاطر - از
  • ریشه
Add

Translations of "Stemming" into Persian in sentences, translation memory