Translation of "Stitching" into Persian
بخیه, دوزندگی are the top translations of "Stitching" into Persian.
stitching
noun
verb
grammar
Stitches, collectively. [..]
-
بخیه
nounThe gash on my arm hadn't even needed stitches.
حتی بریدگی روی بازویم نیز احتیاجی به بخیه نداشت.
-
دوزندگی
nounabout going over to Mrs Braley's to learn to stitch
درباره رفتن به خانه خانم بر یلی برای یاد گرفتن دوزندگی به هم ببافد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Stitching" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "Stitching" with translations into Persian
-
(دوزندگی) کوک خاجی · بخیه ی ضربدری · بخیه ی ضربدری زدن · شماره دوزی · لباس دارای کوک خاجی · کوک خاجی زدن
-
دوخت زنجیری · کوک زنجیری (نوعی سوزن دوزی که در آن حلقه ها مثل زنجیر به هم وصل اند)
-
(دوزندگی) کوک طنابی · (ژاکت بافی) بافت طنابی
-
(دوزندگی)بخیه ی چنبری · بخیه ی حلقوی
-
(دوزندگی) بخیه ی نامرئی
-
(دوزندگی) کوک حاشیه ی پتو و پارچه های ضخیم · کوک اطراف مادگی (جای دکمه) · کوک درشت
-
رجوع شود به bargello
-
(خیاطی) کوک زنجیری
Add example
Add