Translation of "Style" into Persian
سبک, سبک, استیل are the top translations of "Style" into Persian.
-
سبک
adjective nounThe great contemporary poet who established a new style of poem was “Nima Youshij.”
شاعر بزرگی که یک سبک جدید شعر را پایه گذاری کرد، نیما یوشیج بود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Style" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A manner of doing things, especially in a fashionable one. [..]
-
سبک
adjective nounmanner of doing things [..]
The great contemporary poet who established a new style of poem was “Nima Youshij.”
شاعر بزرگی که یک سبک جدید شعر را پایه گذاری کرد، نیما یوشیج بود.
-
استیل
manner of doing things
Man: I guess what kind of genre, style I am
مرد: فکر کنم این که استیل من چیه؟ یا ژانر من چیه؟
-
روش
nounI wanted to give you a chance to think about your own style.
میخواستم به شما فرصتی بدهم تا دربارهی روش خودتان فکر کنید.
-
Less frequent translations
- قلم
- نوع
- خامه
- جنس
- مد
- شیک
- عنوان
- تشخیص
- سوزن
- ادب
- ویژگی
- گونه
- روال
- برچهها
- تخمكها
- كلاله
- نامیدن
- کروفر
- فلش
- زمره
- مادگی
- طمطراق
- برجستگی
- قسم
- دسته
- (از نظر املا و نقطه گذاری و غیره) به سبک مورد قبول یا رایج درآوردن
- (برخی حشرات) سیخچه
- (روی قطب نما و غیره) عقربه
- (روی نقشه) پیکان
- (عهد باستان) قلم (برای نوشتن روی موم)
- (متن را) اصلاح کردن 9
- (نام کسی را) خواندن
- (گیاه شناسی) خامه
- اندام ماده گل
- باب روز
- برازنده 3
- تجمل آمیز
- تخمدانهاي گياهي
- جلال و جبروت
- جنبه ی هنری
- جور 6
- دارای سبک کردن
- دم و دستگاه
- رسم معمول
- رواج 2
- روش اجرا یا انجام
- سبک چیزی را تعیین کردن
- سخت موی
- سوزن گرامافون (stylus هم می گویند)
- سوزن یا قلم گراورسازی
- شیوه ی نگارش (یا نقاشی و غیره)
- صدا زدن
- طراحی کردن 8
- طرز بیان 0
- طرز ساختن یا گفتن
- طرز صدا کردن یا مخاطب قرار دادن کسی 5
- عمومی و رایج
- عنوان نوشتن
- قلم حکاکی
- قوه تشخیص
- لحن 1
- لقب (القاب)
- لقب دادن 7
- متداول شدن
- مخاطب قرار دادن
- مد کردن
- معمول کردن
- نام نهادن
- پایه ی برچه
- پرناز و نعمت 4
Images with "Style"
Phrases similar to "Style" with translations into Persian
-
سبک عنوان
-
سبک سازمانی
-
سبک مدیریت برمبنای نفوذ یا توان ذاتی رهبر
-
سبک نویسه
-
سبک محافظه کار
-
سبک چاپ
-
رویانداز آبشاری سبک
-
سبک قلم