Translation of "Supply" into Persian

عرضه, تامین کردن- عرضه, عرضه are the top translations of "Supply" into Persian.

Supply
+ Add

English-Persian dictionary

  • عرضه

    Supply-side economics, and we're the supplier.

    طرفه عرضه کننده اقتصادی و ما عرضه کننده ایم.

  • تامین کردن- عرضه

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Supply" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

supply noun adverb verb grammar

(intransitive) To act as a substitute. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • عرضه

    And they do so by controlling supply and distribution.

    و آنها این کا را با مهار عرضه و تقاضا انجام میدهند.

  • ذخیره

    noun

    Tell them I would buy this years supply.

    بهشون بگو میخوام تمام ذخیره یکسال رو ازشون بخرم

  • تهیه کردن

    verb

    while Joe started the masher and made up fresh supplies of soft soap,

    و در همان حال جو دستگاه شستشو را روشن کرد و به مقدار لازم صابون نیمه مایع مرکب از مواد سوزآور شیمیایی تهیه کرد،

  • Less frequent translations

    • تدارکات
    • تهیه
    • تامین
    • لوازم
    • تهيه
    • تجهیزات
    • تدارک
    • مقدار
    • ملزومات
    • موجودی
    • دادن
    • آماد
    • ضروریات
    • رساندن
    • فراهمش
    • فرآوری
    • یاور
    • لزوم
    • مقرری
    • آمادن
    • آمادها
    • آمایش
    • شیانیدن
    • فراهميدن
    • نمادن
    • سازوبرگ
    • توشه
    • اندوخته
    • اعتبار
    • (اقتصاد) عرضه (در برابر: تقاضا demand)
    • (اقتصاد) عرضه کردن
    • (جمع) تسلیحات
    • (معمولا جمع - انگلیس) بودجه ی دولت
    • (مهجور) نیروی کمکی
    • (مهجور) کمک
    • (موقت) جانشینی 2
    • (موقتا) جانشین شدن
    • (نیاز و غیره) برآوردن
    • آماد کردن
    • با انعطاف (supplely هم می نویسند)
    • با خم پذیری
    • با نرمش
    • تامين كردن
    • تامین کردن
    • تدارک کردن
    • تیار کردن
    • جای کسی را پر کردن
    • جبران کردن
    • در اختیار گذاشتن
    • رساندن (به)
    • سررشته داری 3
    • عرضه ای 6
    • علی البدل شدن
    • فراهم سازی
    • فراهم کردن
    • قشون تقویتی 5
    • موجودی انبار
    • نمادش 0
    • نمادش کردن 1
    • وابسته به سازو برگ یا موجودی
    • وابسته به عرضه
    • وردست 4
    • پیش آورد

Phrases similar to "Supply" with translations into Persian

  • عرضه و تقاضا · موازنه بازار · موازنه عرضه · پاسخ به عرضه
  • تابع عرضه کل
  • منبع تغذیه رایانه
  • (سازگان یا سیستم) آبرسانی · آب لوله کشی · تامين آب · تامین آب · ذخیره اب · ذخیره ی آب · سیستم ابیاری · میزان آب در دسترس هر شهر و غیره · نظامهاي توزيع آب
  • زنجیره تأمین
  • (وابسته به این مکتب اقتصادی : افزایش پول در گردش از راه کاستن مالیات ها و غیره موجب افزایش تولید و فعالیت اقتصادی می شود)نمادشی · عرضه ای
  • عرضه و تقاضا
  • آمادنظامی · تدارکات عمومی
Add

Translations of "Supply" into Persian in sentences, translation memory