Translation of "Yield" into Persian
بازده, بار دادن، منجر شدن, محصول are the top translations of "Yield" into Persian.
-
بازده
Yields increase, and you halve the input costs.
بازده افزایش می یابد، و شما هزینه های ورودی را نصف می کنید.
-
بار دادن، منجر شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Yield" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(archaic, obsolete) To pay, give in payment; repay, recompense; reward; requite. [..]
-
محصول
nounAnd here, where blue indicates a better yield, and yellow a weaker yield.
و اينجا، آبى نشانگر محصول بهترى است، زرد حاكى از محصول ضعيفتره.
-
تسلیم
nounthe phenomenon of deformation due to structural stress
She yielded mechanically. Neither he nor she uttered a word.
زن تسلیم محض بود و بیاراده با او میرفت. نه زن کلمهای میگفت نه ژاور.
-
بازده
The individual yields to authority, and in doing so becomes alienated from his own actions.
بازده فردی شخص دارای قدرت و با این کار شخص با اقدامات فردی خودش بیگانه میشه
-
Less frequent translations
- بار
- حاصل
- دادن
- تحویل کسی دادن
- سپردن
- برداشت
- عایدات
- وصولی
- درامد
- (انفجار اتمی) قدرت انفجار برحسب کیلوتن یا مگاتن
- (سهام) نسبت سود به بها
- (قدیمی) پرداختن
- (محصول یا نتیجه و غیره) دادن
- اذعان کردن
- ارزانی داشتن
- اعطا کردن
- بازده داشتن
- به بار آوردن
- تا شدن
- تبدیل شدن به
- تسلیم شدن
- تسلیم شدن یا کردن
- تن در دادن
- تولید کردن
- جبران کردن
- خستو شدن
- خم شدن
- خم پذیر بودن
- در رتبه یا درجه ی پایین تر بودن 0
- درصد سود 2
- درهم شکستن
- سود ویژه
- شدن 1
- صرفنظرکردن از
- قابل انعطاف بودن
- مادون بودن
- محصول دادن
- معترف شدن
- موجب شدن
- نرم شدن
- واگذار کردن
- پست تر بودن
- گردن نهادن
Images with "Yield"
Phrases similar to "Yield" with translations into Persian
-
امتیاز · بارور · تسلیم · خم پذیر · سودآور · فرمان بر · قابل انعطاف · مطیع · پر بازده · پر حاصل · پرسود
-
فاکتورهای بازدهی
-
بازده جاری
-
منحنی بازده یکنواخت
-
بازدهها
-
مالیات بازده
-
زادهای پرمحصول · نژادهای پرمحصول
-
بازده شیر