Translation of "abandon" into Persian
دست کشیدن, رها کردن, ترک کردن are the top translations of "abandon" into Persian.
abandon
verb
noun
adverb
grammar
(transitive) To give up control of, to surrender. [..]
-
دست کشیدن
verbto give up control of, surrender [..]
-
رها کردن
verbto give up control of, surrender [..]
Perhaps it wasn't as easy for her to abandon the river.
شاید برای او رها کردن رودخانه چندان راحت نبود.
-
ترک کردن
verbبه حال خود رها کردن [..]
He abandoned his family.
او خانواده اش را ترک کرد.
-
Less frequent translations
- به حال خود رها کردن
- بیخیالی
- بیقیدی
- ول کردن
- واگذاری
- رهایی
- رهاسازی
- اشتیاق
- بی بند و باری
- بی خیالی
- خود را تسلیم کردن
- دل کندن
- شور و شعف
- صرفنظر کردن
- قال گذاشتن
- متوقف کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "abandon" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Abandon
Abandon (film)
-
دست كشيدن
-
رها كردن
abandon our people like my father
رها كردن مردم ما مثل پدرم
Images with "abandon"
Phrases similar to "abandon" with translations into Persian
-
واگذاری
-
هزینه قطع غیر عادی
-
زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
-
تعطیل یا توقف عملیات
-
ترک · ترک خدمت · دل کندن · صرفنظر · عدم تعقیب · فرار · متروکیت · واگذاری · کنارگذاری
-
بی بند و بار · بی پروا · ترک شده · دارای فساد اخلاقی · رها شده · متروکه · هرزه · ول شده · ویران
-
ترک کننده · واگذارنده
-
ترک · ترک خدمت · دل کندن · صرفنظر · عدم تعقیب · فرار · متروکیت · واگذاری · کنارگذاری
Add example
Add