Translation of "abort" into Persian
سقط جنین, بچه انداختن, لغو are the top translations of "abort" into Persian.
abort
verb
noun
grammar
(obsolete) A miscarriage; an untimely birth; an abortion. [..]
-
سقط جنین
nounA miscarriage
Are you against abortion?
آیا تو مخالف سقط جنین هستی؟
-
بچه انداختن
verb -
لغو
adjective nounIf we abort the capsule without a chute, we kill Walter.
اگه بدون چتر ، عملیات رو لغو کنیم والتر کشته میشه
-
Less frequent translations
- افگانه
- وقفه
- (بیماری - در مراحل اولیه) از بین رفتن
- (زیست شناسی) نارس ماندن
- آفگانه کردن
- از بین بردن
- بی نتیجه ماندن
- دست برداری
- رشد نکردن
- ریشه نکردن
- سقط جنین کردن
- سقط کردن
- عقیم ماندن
- لغو کردن یا شدن
- متوقف کردن
- موقوف کردن
- ناتمام ماندن
- کورتاژ کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "abort" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "abort" with translations into Persian
-
بی ثمری · عدم تکامل · عدم موفقیت · نارسی · ناکامی · نقص
-
تب مالت · تب مواج
-
(زیست شناسی) از رشد ایستاده · (مهجور) بچه ای که قبل از موعد به دنیا آید · (پزشکی) باعث سقط جنین · افگانده · افگانشی · افگاننده · بی ثمر · بی حاصل · بی نتیجه · بیهوده · جلوگیر · جنین انداز · سقط · سقط شده · ضایع · عقیم · نارس · نافرجام · ناقص · ناموفق
-
(بیماری) برطرف شدن (در مراحل اولیه) · (زیست شناسی) از رشد ایستادن · seqt-e janin · آفگانه · افگانش (بچه اندازی غیر عمدی : miscarriage) · افگانه · بچه انداختن · بی نتیجگی · جنین سقط شده · سقط · سقط جنين · سقط جنین · سقط جنین (عمدی) · سقط جنین غیرعمدی · عدم توفیق · عدم تکامل · قطع ناگهانی یک پدیده · نارس · نارس ماندگی · ناقص · ناقص ماندگی · پایان خودخواسته بارداری · کورتاژ
-
بيماري مبهم خوكي · بچهاندازي كبود خوکی · نشانگان تنفسی و تناسلی خوکی · نشانگان سقط همهگير خوکی
-
سقط جنین گزینش جنسی شده
-
جنبشهای ضد سقط جنین
-
سقط القايي
Add example
Add