Translation of "abutting" into Persian
مجاور, هم مرز, همسایه are the top translations of "abutting" into Persian.
abutting
adjective
verb
grammar
Present participle of abut. [..]
-
مجاور
The garden abutted on a solitary, unpaved lane, bordered with brushwood while awaiting the arrival of houses ;
پشت این باغ یک کوچه خلوت سنگفرش نشده بود که بجای خانهها، مجاور با خارست انها بود.
-
هم مرز
-
همسایه
noun
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "abutting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "abutting" with translations into Persian
-
تلاقی کردن · جفت بودن · حاشیه گذاشتن · در · در یک انتها با چیزی تماس داشتن (با on) · متصل بودن · متصل شدن · مجاور بودن · مماس بودن · منجر شدن · نزدیک بودن · هم مرز بودن · پیوستن · پیوسته بودن · یا روی چیزی قرار گرفتن (با upon)
-
(جغرافی) انتهای گسله · (پل سازی) دیواره های حائل طرفین پل · اتصال · اتصال (در یک انتها) · تماس (از یک طرف) · حد · روی هم قرارگیری · طرف · مجاورت · محل تماس · مرز · نیم پایه · پایه های جناحی · پشتیبان دیوار · کنار
Add example
Add