Translation of "abyssal" into Persian
مغاکی, ژرف, گردابی are the top translations of "abyssal" into Persian.
abyssal
adjective
grammar
Belonging to, or resembling, an abyss; unfathomable. [..]
-
مغاکی
belonging to the ocean depths
I stand upon some dreadful brink, and it is utterly dark in the abyss before my feet
من بر لبهی پرتگاهی هولناک ایستادهام، و مغاکی که پیش پای من است یکسره تاریک است،
-
ژرف
adjectiveKate felt as though she were living on the edge of an abyss.
کیت احساس میکرد روی لبهی گودالی ژرف قرار دارد و زندگیاش مالامال از اضطراب شده است.
-
گردابی
adjectiveShe, on the contrary, had been joyous, without seeing the abyss into which she was throwing herself.
برعکس، او آن روز خیلی خوشحال بود بی آنکه بداند خود را در چه گردابی میاندازد...
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "abyssal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "abyssal" with translations into Persian
-
(الهیات) خلا اولیه و آشفتگی عوامل کائنات قبل از خلقت · اعماق (دریا) · بسیار عمیق · دارای شدت یا ژرفای سنجش ناپذیر · شکاف ژرف (در زمین) · قعر · مغاک · هاویه · هیولا · ورطه · چهچال · ژرف گسله · ژرف گودال · ژرفنا
-
محيط زيست ژرف · محیط زیست مغاکی · منطقه مغاكي
-
محيط زيست ژرف · محیط زیست مغاکی · مغاکی · منطقه مغاكي · منطقه مغاکی · ناحیه ی ژرف کف اقیانوس ها (که در آنجا حیوانات کور هستند و گیاهی نمی روید)
-
خندق · سنگر · چال
-
(الهیات) خلا اولیه و آشفتگی عوامل کائنات قبل از خلقت · اعماق (دریا) · بسیار عمیق · دارای شدت یا ژرفای سنجش ناپذیر · شکاف ژرف (در زمین) · قعر · مغاک · هاویه · هیولا · ورطه · چهچال · ژرف گسله · ژرف گودال · ژرفنا
Add example
Add